تبليغاتX
..:: یالثارات الحسین ::.. - شهادت از خصوصيات اين امت است + روایت صوتی حادثه
سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از بیمارستان با مردم در سال 60
شهادت از خصوصيات اين امت است + روایت صوتی حادثه

چند روز بعد كه ديگر مطمئن شده بوديم، دست راست كاملا از كار افتاده است، از تلويزيون آمدند تا گزارش تهيه كنند. يك ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش بيايند، وقتی پرسيدند كه حالتان چطور است؟ اين پاسخ را گرفتند:

بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خُمِّ می سلامت، شكند اگر سبويی

سوء قصد نافرجام به امام جمعه‌ی تهران یک روز قبل از فاجعه حزب جمهوری اسلامی در مسجد ابوذر تهران رخ داد، اگرچه طراحی‌های تروریست‌ها و کارگذاشتن بمب در ضبط صوت و قرار دادن آن در سمت چپ کنار قلب ایشان به منظور موفق انجام شدن این ترور بود اما گویا باید ذریه رسول‌الله که به فرموده امام خمینی، جرمش تنها خدمت به اسلام و کشور بود، ذخیره‌ای می‌ماند برای ادامه‌ی این خدمت در سال‌های بعد.

روايت صوتي از حادثه 6 تير 60

به گزارش رجانیوز، حدود 10 روز پس از این حادثه، خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی، گفت‌وگویی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انجام داده است که ایشان در این گفت‌وگوی نه چندان طولانی، کمتر از همه درخصوص خود سخن گفته است. این گفت‌وگو در روزنامه مورخ 18 تیر 60 منتشر شده که متن و تصویر آن را پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي بازنشر داده است:

ایشان در مورد وضعيت عمومی خود و بمب‌گذاری‌ها و ترورهای اخير كه منجر به شهادت صدها تن از فرزندان راستين خلق شده است، اظهار داشت:

از لحاظ حال عمومی من همان‌طوری كه ملاحظه می‌كنيد، خوشبختانه بد نيست و حال من نسبت به روزهای ديگری كه يادم می‌آيد شما آمديد و فيلمی از من گرفتيد، خيلی تفاوت كرده است. كوشش پزشكان و دست‌اندركاران و همه‌ی كسانی كه در اين كار محبتی داشتند، واقعاً با تفضل الهی و دعای مردم، دعای امام ، مؤثر بود.

امام جمعه‌ی تهران در رابطه با شهادت 72 تن از ياران امام گفت:

در اين مدت من چند روز است كه از حوادث جديدی مطلع شدم. تا مدتی از اين حوادث بی‌خبر بودم و به من نگفته بودند. يكی حادثه‌ی انفجار بمب در محل حزب جمهوری اسلامی و شهادت عظيم و پرخسارتی كه 72 نفر از كسانی كه به حق بايد گفت 72 نفر از شايستگان اين روزگار و در رأس همه‌ی آن‌ها شهيد آيت‌الله بهشتی در اين شهادت جانشان را از دست دادند. اين برای من وقتی كه شنيدم سنگين بود.

درباره‌ی اين شهادت و درباره‌ی اين‌گونه حادثه‌ها من وقتی مطلع شدم، احساس كردم كه دشمن در يك شرايط بسيار بسيار دردناكی در انقلاب ما قرار دارد و وقتی كه دشمن برخلاف همه‌ی اصولی كه در دنيا قابل گفتن و قابل توجيه كردن است، يك‌باره هفتاد و چند نفر انسان را مورد سوء قصد قرار می‌دهد كه در ميان اين علما و مجتهدها، كاركنان برای اين ملت و خدمت‌گزاران شبانه‌روز خستگی‌ناپذير برای دين هستند، خود اين كار حالا كار كيست، كاری ندارم؛ كار مجاهدين است، كار طرف‌داران بنی‌صدر است، كار كيست، آن برای من مهم نيست، نفس عمل برای من مهم است كه وقتی دشمن، دشمن جهانی ما به وسيله‌ی يك گروه داخلی يك چنين فاجعه‌ی اين‌طور پليد و جنبشی را سازمان‌دهی می‌كند، اين حاكی از نهايت عجز دشمن است.

البته آقای بهشتی خيلی خيلی بزرگ بود و اين مردم هنوزم كه هنوز است، به نظر من آقای بهشتی را نشناخته‌اند. بهشتی در آينده شناخته خواهد شد. بهشتی را ماها می‌شناختيم كه ساليان درازی كوشش او را در راه پيشبرد اين انقلاب ديده بوديم از نزديك كه قدم به قدم چگونه اين مردم انقلاب را پيش برد. كاری هم نداريم، اثبات هم لازم ندارد، اثبات خواهد شد.

اما يك نكته‌ای به نظرم رسيد كه به مردم بگويم و آن نكته اين است كه شهادت از خصوصيات اين امت است. اين يك طبيعت شهادت است كه خدا اين بركت را در شهادت گذاشته، كه هرچه آن كسی كه شهيد می‌شود بزرگ‌تر باشد، درست است كه آن شيء از بين می‌رود، اما هيچ خسارتی از اين ناحيه عائد نمی‌شود. اين مثل اين است كه فرض كنيد انسان در يك بازار خيلی پرعظمتی برود يك وقت و يك سكه‌ی طلا خريد كند. خوب به اندازه‌ی يك سكه‌ی طلا می‌گيرد. يعنی شهادت يك عمل، يك حركت بی‌خسارت است. آقای مطهری هم كه شهيد شده بود، يك عده‌ای دستپاچه بودند كه حالا چه خواهد شد؟ الحمدالله ديديد كه آقای مطهری شهادتش برای اسلام از حضورش برای اسلام كم‌فايده‌تر نبود. آقای بهشتی هم همين‌طور.

به هرحال اين حاكی از عجز دشمن است. حاكی از ناتوانی دشمن و حاكی از درماندگی است و اين از آقای بهشتی و از اين دوستانی كه در اين راه جانشان را گذاشتند، چيزی نخواهد كاست.

نكته‌ی دومی كه در اين‌جا بايد بگويم اين وظيفه مردم است. مردم بايد بدانند دشمن ما، دشمن جهانی ما، در كار اين انقلاب درمانده است چه بايد بكند. يكی از دو كار هم بيشتر ندارد. راه سوم برای او وجود ندارد؛ يا بايد رجال اين انقلاب را همه را از انقلاب بگيرد كه نمی‌شود. خواهيد ديد بهشتی‌ها درست خواهند شد و خواهند آمد، صحنه را پر خواهند كرد و همين‌طور ديگران. راه دومی كه برای دشمن اين انقلاب وجود دارد، خارج كردن مردم از صحنه است و اين هم همين‌طور كه تا حالا ملاحظه می‌كنيد، برای دشمن امكان پيدا نكرده و إن‌شاءالله هرگز امكان پيدا نخواهد كرد.

اما بايد ديد مردم چگونه و به بركت چه چيزی در صحنه می‌مانند؟ اين مهم است. مسأله اين است كه اين انقلاب، انقلابی است كه با اسلام و مردم سر و كار دارد و اين هست كه مردم را در صحنه نگه می‌دارد. علت اين‌ كه امام اين‌ همه روی اسلام و احكام اسلامی در انقلاب تكيه می‌كنند، اين است كه حواسشان را جمع كنند. ما مقاومت‌ها هنوز داريم. ما هنوز كارها داريم. هنوز اين‌ قدر حوادث و پيش‌آمدها داريم، در همه‌ی اين حوادث مردم بايد تصميم بگيرند. حواس مردم جمع باشد كه از آن نكته‌ای كه دستگاه‌های خارجی و دشمنان اين انقلاب می‌خواهند اسلام را از متن اين انقلاب بگيرند، از او غافل نمانند. اين خيلی چيز مهمی است.

بايستی اسلام در اين انقلاب بماند. بايستی احكام اسلام به عنوان محور اين انقلاب بماند. مردم حواسشان جمع باشد كه در اين مورد فريب نخورند و اين همان چيزی است كه در حقيقت تضمين‌كننده‌ی اين است كه مردم در صحنه باقی بمانند.

ایشان در رابطه با جنگ تحميلی و در پيامی به رزمندگان اسلام اظهار داشت:

من پيام به همه‌ی بچه‌هايی كه اين دو سه روز در راديو و تلويزيون می‌شنيدم كه فلان‌جا را گرفتند و فلان‌جا را كوبيدند، پيام من به همه‌ی اين بچه‌ها اين است كه بدانند تمام اين بازی‌ها برای اين است كه آن‌ها آن‌جا نجنگند. حواسشان جمع باشد، بجنگند. صدام حسين و پشت سر او اربابانش، سخت درمانده‌اند. برای اين‌ كه آن‌جا را خراب كنند، بنده و امثال بنده را ترور می‌كنند. بجنگيد؛ با قدرت و مقاوم. تمام اين مقدمات برای اين است كه شما در آن جنگ‌ها شكست بخوريد. نظامی‌ها طراحی ‌كنند و افسران مباشر مشغول بشوند، نيروهای سپاه پاسداران و جنگ‌های نامنظم و ديگران با هماهنگی كامل يك لحظه اين دور جنگ را نگذارند كه متوقف بماند. اگر اين كار شد، اين بزرگ‌ترين مشت به دهان دشمن و تمام اين چيزهايی هم كه اين‌جا ملاحظه می‌كنيد، اين‌ها خنثی شده است.

نوشته شده در شنبه 1388/04/06ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط یالثارات الحسین| |