تبليغاتX
..:: یالثارات الحسین ::..

..:: یالثارات الحسین ::..

صفحه ی نخست | پست الكترونيك | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر


پیام مدیریت

آدرس های ورودی وبلاگ :

HTTP://WWW.YA-LESARAT.COM
http://www.ya-lesarat.sub.ir
http://www.a-70j.sub.ir
http://www.sarallah.sub.ir


حدیث روز


جستجوگر


در سایت ما
در سایت های دیگر


مطالب برگزیده ی سایت

موسوى مقابل چشم 50 ميليون نفر دروغ گفت
مستندات تخلفات مدير عزل شده در قرارداد سوخت‌رساني به كشتي‌ها
واگذاری منزل مسکونی به موسوی؛ 70 برابر زیر قیمت در دولت هاشمی رفسنجانی
کمک مالي دو ميليون و 400 هزار دلاري موسوي با يك تلفن هاشمي
بخشنامه سال 64 موسوی برای پوشش اجباری ادارات
ماجراي سكه‌ها و زندان كروبي در بنياد شهيد
زهرا رهنورد باخت!
رئیس بانک مرکزی :حاظرم مناظره کنم
در صورت وجود كوچكترين مشكل در آمارهاي بانك مركزي استعفا مي‌كنم
گزارش سازمان برنامه و بودجه از افزايش تورم ، فقر، فساد و تبعيض در دوره موسوي
ترديدي در آمارهاي ارائه شده توسط رييس جمهور وجود ندارد
در پشت صحنه مناظره كروبي و احمدي‌نژاد چه گذشت ؟
احمدي نژاد به اتهام پرونده اردبيل قبلا پاسخ داده بود
دستورالعمل امام علي(ع) براي برخورد با يك مفسد اقتصادي
قابل توجه ناموس پرستان!!
کروبي: اعلام اموال اعضاي ستادم در حيطه اختيارات من نيست
کروبی: ما که نمي توانيم اسم ببريم، 40 میلیارد به محصولی وام دادید!
اگر آمارها را زیر سؤال ببرید، سابقه خودتان زیر سؤال است
اگر احمدی نژاد بود، نمی‌توانستند به امام جام زهر بنوشانند
انگ ننگ را بر پيشاني مفسدان مي‌زنيم/ بگویند با 230 میلیارد دلار سال‌های 60 تا 63 چه کردند؟
جای امریکایی‌ها نشستید از آن‌ها دفاع می‌کنید؟
دانشجویان ستاره‌دار: دولت قبل 5625، دولت فعلی صفر
يك شاهكار اقتصادی ديگر در دولت خاتمی
20 سوال بي‌پاسخ در مناظره!
مفسدين اگر دست از اموال ملت برندارند يكي‌يكي به ملت معرفي مي‌شوند
انقلاب رنگي، يا انقلاب مخملي، يا انقلاب گُلي
اسناد بی‌قانونی در تحصیل و ریاست دانشگاه رهنورد
موسوی نگران کتاب مبتذل عضو کانون نویسندگان است؟
متن نامه عذرخواهي دولت انگليس از ايران براي آزادي تفنگداران اين كشور
عكس : استقبال بي‏نظير مردم اصفهان از احمدي‏نژاد
اوج ابتذال در ستادهای موسوی و کروبی (25 عکس)
كرامت زن و ابزارگونگی زن
عصر پساهاشمی
ماجرای چیز های موسوی.....
احمدی‌نژاد شهادتت مبارک
میرحسین به «چیز»هایی که جواب نداد، باخت
براي اينکه متوجه شويد در کشور اعتياد هست، نياز نيست بازيگر بياوريد
تورم 49،5 درصدي، آشوب‌ها 18تير، اهانت به امام، تحصن مجلس ششم نگرانتان نكرد؟
چرا خيال مي‌کنيد فقط آنها که براي شما جمع مي شوند، آدمند؟
پسران هاشمي و ناطق چه مي‌كنند؟/ هزينه سنگين تبليغاتي شما از کجاست؟/ فرمان 8 ماده‌اي را امام براي شما
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
عکس : وداع با خورشيد
کاريکاتور : چشم بند سبز
اغتشاش حاميان موسوي و توطئه انتخاباتي
تبلیغ «سبز» با چاشنی رقص و آواز
موسوی می‌گوید زن نباید در خرید و محل کار با مرد سر و کار داشته باشد
حمله به پایگاه رأی موسوی با فیلم تبلیغاتی کرباسچی به جای کروبی
بنرهاي تبليغاتي احمدي نژاد در خرم آباد و نکا پاره و به آتش کشیده شد
ضرب وشتم حامي احمدي نژاد در اصفهان
حاميان موسوي با کراوات سبزدر نشست کروبي

آمار و امکانات


خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

آيت الله خامنه اي

(قسمت دوم)

ورود امام!

روز ورود امام البته آن روزِ ورود ايشان كه ما از دانشگاه، مى‌دانيد كه متحصن بوديم در دانشگاه ديگر، مى‌رفتيم خدمت امام، توى ماشين من يك وقتى خدمت خود امام هم گفتم همين را. همه خوشحال بودند، مى‌خنديدند، بنده از نگرانىِ بر آنچه كه براى امام ممكن است پيش بيايد بى‌اختيار اشك مى‌ريختم و نمى‌دانستم كه براى امام چى ممكن است پيش بيايد. چون يك تهديدهايى هم وجود داشت.

بعد رفتيم وارد فرودگاه شديم، با آن تفاصيل امام وارد شدند. به مجرد اين‌كه آرامش امام ظاهر شد نگرانيها و اضطراب ما به كلى برطرف شد. يعنى امام با آرامش خودشان به بنده و شايد به خيلى‌هاى ديگر كه نگران بودند، آرامش بخشيدند.

وقتى كه بعد از سالهاى متمادى امام را من زيارت مى‌كردم آن‌جا، ناگهان خستگى اين چند ساله مثل اين‌كه از تن آدم خارج مى‌شد. احساس مى‌شد كه همه‌ى آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با كمال صلابت و با يك تحقق واقعى و پيروزمندانه اين‌جا در مقابل انسان تبلور پيدا كرده.

وقتى كه آمديم وارد شهر شديم از فرودگاه و با آن تفاصيلى كه خب همه‌ى شماها شاهد بوديد و بحمداللَّه هنوز در ذهن همه‌ى مردم شايد آن قضايا زنده است، همان‌طور كه مى‌دانيد امام عصرى از بهشت زهرا رفتند به يك نقطه‌ى نامعلومى و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقاى ناطق نورى امام را در حقيقت ربودند و به يك مأمنى بردند كه از احساسات مردم كه مى‌خواستند همه ابراز احساسات بكنند و امام از شب قبلش كه از پاريس حركت كرده بودند تا دم غروب، تقريباً دمادم غروب دائماً در حال فشار كار و حضور بودند و هيچ يك لحظه استراحت نكرده بودند يك مقدارى استراحت بدهند به امام.

امام در مدرسه‌ي رفاه

ما هم پائين بوديم يعنى ما در آن حال، ما رفته بوديم رفاه. مدرسه‌ى رفاه كارهايمان را انجام مى‌داديم. قبل از آنى كه امام وارد بشوند ما نشسته بوديم با برادرانمان و روى برنامه‌ى اقامتگاه امام و ترتيباتى كه بعد از ورود امام بايد انجام بگيرد يك مقدارى مذاكره كرده بوديم، يك برنامه‌ريزيهايى شده بود.

آن روزها يك نشريه‌اى ما درمى‌آورديم كه بعضى از اخبار و مثلاً اينها در آن نشريه چاپ مى‌شد، از همان رفاه اين نشريه بيرون مى‌آمد. يك چند شماره‌اى منتشر شد. البته در دوران تحصن هم يك نشريه‌ى ديگرى آن‌جا راه انداختيم يك دو سه شماره هم آن درآمد.

- عرض كنم كه - من برگشتم آن‌جا و منتظر بوديم لحظه به لحظه كه ببينيم چه خواهد شد. اطلاع پيدا كرديم كه امام رفتند به يك نقطه‌اى كه يك مقدارى آن‌جا استراحت كنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزديك غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اينها. آخر شب بود، من داشتم خبرهاى آن روز را تنظيم مى‌كردم كه توى همان نشريه‌اى كه گفتيم چاپ بشود و بيايد بيرون.

بنده از نگرانىِ بر آنچه كه براى امام ممكن است پيش بيايد بى‌اختيار اشك مى‌ريختم و نمى‌دانستم كه براى امام چى ممكن است پيش بيايد. چون يك تهديدهايى هم وجود داشت

ساعت حدود ده شب بود تقريباً، يك وقت ديديم كه از در حياط داخلى [مدرسه‌ى]رفاه - كه از آن كوچهِ باز مى‌شد يك در كوچكى بود - يك صداى همهمه‌اى احساس كردم من و يك چند نفرى آن‌جا سر و صدا كردند و {پيدا شد} معلوم شد كه يك حادثه‌اى واقع شده.

من رفتم از دم پنجره نگاه كردم ديدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هيچكس با ايشان نبود. و اين برادرهاى پاسدار، - پاسدار كه يعنى همان كسانى كه آن‌جا بودند - كه ناگهان امام را در مقابل خودشان ديده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند كه چه بكنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم على‌رغم آن خستگى كه آن روز گذرانده بودند با كمال خوشروئى با اينها صحبت مى‌كردند. اينها هم دست امام را مى‌بوسيدند، البته شايد يك ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همين‌طور طول حيات را طى كردند رسيدند به پله‌هايى كه به حال طبقه‌ى اول منتهى مى‌شد و آن پله‌ها پهلوى همان اتاقى هم بود كه من توى آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم كه امام را از نزديك ببينم. امام وارد شدند. تو هال هم عده‌اى از بچه‌ها بودند اينها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند كه دست ايشان را ببوسند.

آيت الله خامنه اي

من هر چى كردم نزديك بشوم دست امام را ببوسم ديدم كه به قدر يك نفر مزاحمت براى امام ايجاد خواهد شد و على‌رغم ميل شديدى كه داشتم بروم خدمت امام دست ايشان را ببوسم، كنار ايستادم و امام از دو مترى من عبور كردند.

من نزديك نرفتم چون ديدم شلوغ است دور و ور ايشان و رفتنِ من هم به اين شلوغى كمك خواهد كرد. عين اين احساس را من توى فرودگاه هم داشتم. توى فرودگاه همه مى‌رفتند طرف امام من هم خيلى دلم مى‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى ديگر هم مانع مى‌شدم كه بروند طرف امام كه ايشان را خسته نكنند.

امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در اين حين پاى پله‌ها در حدود شايد يك سى چهل نفرى، چهل پنجاه نفرى آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها كه رسيدند كه مى‌خواستند بروند بالا. يكهو برگشتند طرف اين جمعيت و نشستند روى زمين و همه نشستند، يعنى خواستند كه رها نكرده باشند اين علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. يكى از برادران آن‌جا يك مقدارى صحبت كرد و يك خير مقدم حساب نشده‌ى پرهيجانى - چون هيچكس انتظار اين ديدار را نداشت - گفت. بعد هم امام يك چند كلمه‌اى صحبت كردند و رفتند بالا در اتاقى كه برايشان معين شده بود راهنمائى شدند به آن‌جا. و همين‌طور ديگر خاطرات لحظه به لحظه...

در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگي مصاحبه مطبوعاتى درباره دهه فجر 24/10/1362

منبع: فارس

نوشته شده در سه شنبه 1387/11/29 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

بيانات در ديدار با جمعى از مردم آذربايجان‏ شرقی

بيانات در ديدار با جمعى از مردم آذربايجان‏ شرقی

28/11/1387

    بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
 
 خيلى خوش آمديد برادران و خواهران عزيز و خيلى خدا را شاكرم از اينكه بحمداللَّه اين توفيق امروز براى ما دست داد كه در اين حسينيه، صفا و معنويت خانواده‏هاى شهيد و جوانان عزيز و مردم باصفاى تبريز و آذربايجان، ما را به ياد حسين بن على (عليه الصّلاة و السّلام) مصفا كند و فضاى زندگى و محيط كار ما را با اين توجهات و صفائى كه هميشه در شما تبريزى‏هاى عزيز مشاهده كرديم، نورانى كند.
 اين اقترانِ پر معنائى است. امروز روز اربعين است و حادثه‏ى بيست و نه بهمن تبريز هم يك حادثه‏ى اربعينى است. اربعين در حادثه‏ى كربلا يك شروع بود؛ يك آغاز بود. بعد از آنكه قضيه‏ى كربلا انجام گرفت - آن فاجعه‏ى بزرگ اتفاق افتاد - و فداكارى بى‏نظير اباعبداللَّه (عليه‏السّلام) و اصحاب و ياران و خانواده‏اش در آن محيط محدود واقع شد، حادثه‏ى اسارتها پيام را بايد منتشر ميكرد و خطبه‏ها و افشاگرى‏ها و حقيقت‏گوئى‏هاى حضرت زينب (سلام اللَّه عليها) و امام سجاد (عليه الصّلاة و السّلام) مثل يك رسانه‏ى پر قدرت بايد فكر و حادثه و هدف و جهتگيرى را در محدوده‏ى وسيعى منتشر ميكرد؛ و كرد. خاصيت محيط اختناق اين است كه مردم فرصت و جرئتِ اين را پيدا نميكنند كه حقايقى را كه فهميده‏اند، در عملِ خودشان نشان بدهند؛ چون اولاً دستگاه ظالم و مستبد نميگذارد مردم بفهمند و اگر فهم مردم از دست او خارج شد و فهميدند، نميگذارد به آنچه فهميده‏اند، عمل كنند. در كوفه، در شام، در بين راه، خيلى‏ها از زبان زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) يا امام سجاد (عليه الصّلاة و السّلام) يا از ديدن وضع اسرا، خيلى چيزها را فهميدند، ولى كى جرئت ميكرد، كى توانائى اين را داشت كه در مقابل آن دستگاه ظلم و استكبار و استبداد و اختناق، آنچه را كه فهميده است، بروز دهد؟ مثل يك عقده‏اى در گلوى مؤمنين باقى بود. اين عقده روز اربعين اولين نِشتر را خورد؛ اولين جوشش در روز اربعين در كربلا اتفاق افتاد.
 مرحوم سيد بن طاووس - و بزرگان - نوشته‏اند كه وقتى كاروان اسرا، يعنى جناب زينب (سلام اللَّه عليها) و بقيه در اربعين وارد كربلا شدند، در آنجا فقط جابر بن عبداللَّه انصارى و عطيه‏ى عوفى نبودند، «رجال من بنى هاشم»؛ عده‏اى از بنى هاشم، عده‏اى از ياران بر گرد تربت سيدالشهداء جمع شده بودند و به استقبال زينب كبرى آمدند. شايد اين سياستِ ولائى هم كه زينب كبرى اصرار كرد كه برويم به كربلا - در مراجعت از شام - به خاطر همين بود كه اين اجتماع كوچك اما پرمعنا، در آنجا حاصل شود. حالا بعضى استبعاد كردند كه چطور ممكن است تا اربعين به كربلا رسيده باشند. مرحوم شهيد آيةاللَّه قاضى يك نوشته‏ى مفصلى دارد، اثبات ميكنند كه نه، ممكن است كه اين اتفاق افتاده باشد. به هر حال آنچه در كلمات بزرگان و قدماء هست، اين است كه وقتى زينب كبرى و مجموعه‏ى اهل بيت وارد كربلا شدند، عطيه‏ى عوفى و جناب جابر بن عبداللَّه و رجالى از بنى هاشم در آنجا حضور داشتند. اين نشانه و نمونه‏اى از تحقق آن هدفى است كه با شهادتها بايد تحقق پيدا ميكرد؛ يعنى گسترش اين فكر و جرئت دادن به مردم. از همين جا بود كه ماجراى توابين به وجود آمد؛ اگر چه ماجراى توابين سركوب شد؛ اما بعد با فاصله‏ى كوتاهى ماجراى قيام مختار و بقيه‏ى آن دلاوران كوفه اتفاق افتاد و نتيجه‏ى در هم پيچيده شدن دودمان بنى‏اميه‏ى ظالم و خبيث بر اثر همين شد. البته بعد از او سلسله‏ى مروانى‏ها آمدند؛ اما مبارزه ادامه پيدا كرد؛ راه باز شد. اين خصوصيت اربعين است. يعنى در اربعين افشاگرى هم هست، عمل هم هست، تحقق هدفهاى آن افشاگرى هم در اربعين وجود دارد.
 عين همين قضيه در اربعينِ تبريز اتفاق افتاد. من در گذشته هم به مردم عزيز تبريز اين را گفته‏ام؛ اگر حادثه‏ى بيست و نه بهمن در تبريز پيش نمى‏آمد، يعنى ياد شهداى قم به وسيله‏ى تبريزى‏ها آن جور با فداكارى زنده نگه داشته نميشد، ممكن بود جريان مبارزه يك مسير ديگرى را طى كند. بسيار احتمال داشت كه اين حادثه‏ى بزرگ با اين شكلى كه اتفاق افتاد، اتفاق نيفتد. يعنى قضيه‏ى تبريز و قيام مردم تبريز در بيست و نه بهمن يك حادثه‏ى تعيين كننده بود. ماجراى خونهاى ريخته شده‏ى در قم و اصل انگيزه‏ى حركت قم را، ماجراى تبريز زنده و احياء كرد. طبعاً مردم در اين راه هزينه كردند؛ جانهاى خودشان، آسايش خودشان، امنيت خودشان، همه را خرج كردند، ليكن نتيجه‏اى كه گرفتند، بيدارى كل كشور بود. لذا براى قم يك اربعين گرفته شد، براى اربعين شهداى تبريز در بيست و نه بهمن هم، چندين اربعين گرفته شد. اين، گسترش حركت را نشان ميدهد. خاصيت حركت صحيح اين است.
 خوب، اينكه مال تاريخ؛ اينها مال گذشته است. سى و يك سال الان از بيست و نه بهمن سال 56 كه اين اتفاق در تبريز افتاد، ميگذرد. سى و يك سال زمان زيادى است. خيلى از اين جمع حاضر آن دوره را يا در دنيا نبودند - جوانها - يا اگر بودند، كودك بودند و درك نكردند. درس چيست؟ هر حادثه‏اى كه از يك نيت درست، از يك فكر درست سرچشمه ميگيرد - حوادث بزرگ با خود درسهائى دارد - درسى دارد؛ آن درسها را بايستى آموخت. درس حادثه‏ى بيست و نه بهمن، تأثير هوشيارى، بيدارى، بهوش بودن، يك؛ و جرئت اقدام، دو - ملاحظه نكردن از سختى‏ها و خطرها - و اميد به آينده، سه؛ اين سه تا خصوصيت است. اولاً درك كند. خيلى‏ها اهميت موقعيت را نفهميدند. مردم تبريز موقعيت و حساسيت را درك كردند و اقدام كردند. خودِ اين هوشمندى و درك موقعيت و حساسيت، يك امر مهمى است. بعدِ اينكه موقعيت حساس فهميده شد، همت و جرئت براى اقدام وجود داشته باشد. اين هم نكته‏ى دوم. و بعد هم اين اقدام را از روى اميد، با اتكاء به خدا، با توكل به خدا، با حسن ظن به خدا، انجام بدهند. بخشى از درسهاى بيست و نه بهمن اينهاست.
 اين مردم اگر مؤمن باللَّه نبودند، اگر ايمان در درون دل اين مردم موج نميزد، آن آگاهى اگر هم به وجود مى‏آمد، به كار نمى‏آمد؛ به درد نميخورد و به اقدام منتهى نميشد. ايمان مردم، هوشيارى مردم، اقدام بموقع، همه‏ى اينها نقش داشت. اين شد درس براى ما؛ امروز هم همين جور است؛ آينده هم همين جور است. حوادث را هوشيارانه بايد دنبال كرد.
 خيلى از ملتها در مواقع حساس، حساسيت موقع را نفهميدند. چون نفهميدند، حوادث بر سر آنها بار شد، از روى آنها عبور كرد و غافل ماندند و لگدمال حوادث شدند. اگر آن روزى كه بعضى از علما در مقابل خودكامگى‏هاى رضاخان ايستادند، همه با آنها همراهى ميكردند، اگر آحاد ملت آگاهانه ميفهميدند كه چه اتفاقى دارد در اين كشور مى‏افتد و مى‏ايستادند، شايد ملت ما پنجاه سال جلوتر بود و خسارتهاى پنجاه سال دوران انحطاط رژيم طاغوتى و وابسته‏ى پهلوى را تحمل نميكرد. غفلت موجب ميشود كه انسان اين خسارتها را تحمل كند. غفلت نبايستى به خرج داد. اگر آن روزى كه آمريكائى‏ها در اين كشور كودتا راه انداختند - آمريكا و انگليس تواماً، در سال 32 - حساسيتِ موقع درك ميشد، اقدام مناسب انجام ميگرفت، يقيناً سالها خسارتهائى كه عايد شد براى كشور، پيش نمى‏آمد. هوشيارانه حوادث را بايد رصد كرد.
 امروز ملت ما در مقابل خود يك جبهه‏ى گسترده‏اى را ملاحظه ميكند كه با همه‏ى توان خود درصدد اين است كه انقلاب اسلامى را از خاصيت و اثر ضد استكبارى بيندازد. از اول پيروزى انقلاب، همان جبهه سعى‏اش اين بود كه نگذارد جمهورى اسلامى كه مولود انقلاب است، پا بگيرد؛ همه‏ى تلاش خودشان را كردند كه جمهورى اسلامى را از بنيان نگذارند رشد كند، و البته نتوانستند. اقدام سياسى كردند، محاصره‏ى اقتصادى كردند، جنگ تحميلى را هشت سال بر اين ملت تحميل كردند، دشمنان اين ملت را تجهيز كردند، وسوسه‏هاى درونى را به جان انقلاب و نظام جمهورى اسلامى انداختند، نتوانستند. به اين نتيجه رسيدند كه نظام جمهورى اسلامى را نميشود ساقط كرد؛ چون مدافع آن، حامى آن، سينه‏هاى سپركرده‏ى مردم مؤمن است؛ ميليونها انسان مؤمن اين نظام را نگه داشته‏اند. بحث مسئولين و دولت و بحث اينها نيست. يك وقت يك نظام قائم به چند نفر است و يك عده مرتزقه‏ى(1) يك نظامند؛ آن نظام براى استكبار خطرى ندارد. يك وقت يك نظام متكى به ايمانهاى مردم است، متكى به دلهاى مردم، به پشتيبانىِ عميق مردم است، اين نظام را نميشود تكان داد. اين را استكبار فهميده است. همين راهپيمائى‏ها، همين 22 بهمن امسالِ شما مردم، اين يك نمايش بسيار باشكوه و پرعظمت بود. پيشرفتهاى علمى، حضور جوانها در صحنه‏هاى مختلف، شعارهاى انقلاب كه خوشبختانه زنده‏تر از پيش شده است - كسى از مسئولين با شرمندگى نسبت به شعارهاى انقلاب مواجه نميشود؛ افتخار ميكنند به استقلال، به آزادى، به اسلام، به اين قانون اساسى معتبر و پرمغز و پرمعنا - نشان ميدهد كه نظام را نميشود تكان داد. آنها به اين نتيجه رسيده‏اند كه بايد از محتواى نظام هر چه ميتوانند كم كنند. اين تهاجم فرهنگى كه بنده چند سال قبل گفتم، اين شبيخون فرهنگى كه انسان در بخشهاى مختلف علائم آن را مشاهده ميكرد و امروز هم انسان آن را در بخشهاى مختلفى مى‏بيند، به اين نيت است؛ با اين قصد است؛ انقلاب را از محتواى خود، از مضمون اسلامى و دينى خود، از روح انقلابى خود تهى كنند و جدا كنند. اين، از همان نقاط حساسى است كه هوشيارى مردم را ميطلبد. اين هم مثل همان قضيه‏ى بيست و نه بهمن است. خيلى‏ها اهميت بيست و نه بهمن را نفهميدند، شما تبريزى‏ها اين را فهميديد، در مرحله‏ى عمل هم، اين فهم خودتان را به كار بستيد؛ در همه‏ى مقاطع همين جور است. اهميتِ حوادث را بايد ملت ما درك كند؛ و خوشبختانه امروز درك ميكنند؛ ملت كاملاً هوشيارند. خود اين هم يكى از بركات انقلاب و نظام جمهورى اسلامى بوده است. مردم بيدار شده‏اند، قدرت تحليل پيدا كردند.
 همه بدانند كه امروز دشمنان نظام جمهورى اسلامى از بركندن اين بنيان مستحكم، احساس عجز ميكنند؛ سعى‏شان اين است كه به وسائل گوناگون، به دست خودِ كسانى كه تو اين انقلاب بودند و هستند، از اين محتوا ذره ذره بكنند. جمهورى اسلامى، اسمش جمهورى اسلامى باشد، اسمش نظام انقلابى باشد، اما از محتواى اسلام، از محتواى انقلاب در آن خبرى نباشد. اسم چه ارزشى دارد؟ محتوا لازم است؛ محتوا مهم است. وظيفه‏ى من، وظيفه‏ى شما اين است كه از محتواى انقلابى، از اصول با ارزشِ انقلاب دفاع كنيم و نگذاريم اين مبانى با ارزش و اين ارزشهاى والا ناديده گرفته بشود؛ اين وظيفه‏ى ماست.
 و بدانيم كه خداى متعال پشتيبان مردمى است كه با ايمان به او حركت ميكنند و اقدام و اِعمال قدرت انسانى و نيروى خود را در يك هدفى به كار مى‏اندازند. خداى متعال يقيناً آن كسانى را كه در راه اهداف الهى اقدام كنند، كمك ميكند. ما آنجاهائى كه شكست خورديم، آنجائى كه خدا به ما كمك نكرده است، به خاطر اين بوده است كه كارِ درست را انجام نداديم؛ سهم خودمان را نياورديم. اگر سهم خودمان را به ميدان بياوريم، خداى متعال هم كمك خواهد كرد. ميفرمايد: «اوفوا بعهدى اوف بعهدكم»؛(2) شما به پيمانى كه با من داريد، عمل و وفا كنيد، من هم به آن پيمان عمل ميكنم؛ طرفينى است. خداى متعال كه مالك جان و واهب همه‏ى مواهب به ماست، با ما قرارداد دو جانبه بسته است. شما عمل كنيد، ما هم عمل ميكنيم؛ يعنى خداى متعال اين وعده را داده است. ما اگر به وظيفه‏ى خودمان عمل نكرديم، نميتوانيم كمك الهى را انتظار داشته باشيم.
 بحمداللَّه ملت ايران نشان دادند كه اهل اقدامند، اهل عملند. در طول اين سى سال كه دشمنان ما انتظار داشتند كه شعارهاى انقلاب فراموش شود، امروز كه شما در سى سالگى انقلاب نگاه ميكنيد به اجتماعات مردم، به اظهارات مردم، به شعارهاى مردم، مى‏بينيد همان احساسات اول انقلاب و همان شعارها هست؛ اين صراط مستقيم محفوظ مانده است؛ اين خيلى چيز مهمى است. در انقلابهاى گوناگون تاريخ چنين چيزى را ما شاهد نيستيم. اين به بركت ايمان به خدا و به بركت اسلام است. و شعارهاى انقلاب را بايستى حفظ كرد. اين را بايد جوانها بخصوص مغتنم بشمارند؛ قدر بدانند. خوشبختانه نسل جوان امروز ما زبده‏تر و كارآزموده‏تر از نسل جوان آن روز است. اگر آن روز غلبه با احساسات بود، امروز حضور جوانها در ميدان به خاطر انديشه و فكر است؛ صرف احساسات نيست؛ اگر چه احساسات هم هست و مهم هم هست؛ اما فكر هم هست، درك صحيح و حضور در ميدان هم است.
 خداوند شهداى عزيز ما را با پيغمبر محشور كند؛ و امام بزرگوار ما را كه سلسله جنبان اين حركت عظيم است، با اوليائش محشور بفرمايد؛ و ان‏شاءاللَّه ماها را سربازان اين راه و فداكاران اين هدف مقدس قرار بدهد و روز به روز ان‏شاءاللَّه بر توفيقاتش نسبت به شما برادران و خواهران عزيز بيفزايد.
 والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) مواجب‏خوار، موقوفه‏خوار
2) بقره: 40

[ادامه مطلب] ...

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

انتخابات در جمهوری آدم کش ها

انتخابات در جمهوری آدم کش ها

همان گونه که در جریان هستید درا نتهای هفته گذشته انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی برگزار گردید. انتخابات  پارلمان

انتخابات در رژیم صهیونیستی

در رژیم صهیونیستی صرفا یک انتخابات  برای انتخاب وکلای مجلس نبوده ،بلکه به علت ساختار حکومت در اسراییل به

انتخاب نخست وزیر و کابینه منجر می گردد.ساختار حکومت دراسراییل یک نظام پارلمانی است. در یک نظام پارلمانی، حزب اکثریت (یا ائتلافی از احزابی که مایلند با یکدیگر اداره امور را بدست گیرند) در قوه مقننه بازوی اجرایی دولت را به ریاست نخست وزیر تشکیل می دهند. در یک نظام پارلمانی، قوای مقننه و مجریه کاملاً از یکدیگر مجزا نیستند زیرا نخست وزیر و اعضاء هیئت دولت از میان نمایندگان پارلمان انتخاب می شوند؛ به علاوه، نخست وزیر رهبر ملی است. با این تعریف  انتخابات جدید در اسراییل به انتخاب دولت جدید در این رژیم منجر می گردد.

اگرچه رژیم صهیونیستی در برابر اعراب و مسلمین  رویکردی ضد دموکراتیک و ضد حقوق بشر دارد و آنان را از حقوق شهروندی و حتی زندگی نیز محروم کرده است،اما درون ساختار خود و برای یهودیان مهاجر سیستمی دموکراتیک با گرایش لیبرال دموکرات غربی به وجود آورده است.

ساختار حکومت دراسراییل یک نظام پارلمانی است. در یک نظام پارلمانی، حزب اکثریت (یا ائتلافی از احزابی که مایلند با یکدیگر اداره امور را بدست گیرند) در قوه مقننه بازوی اجرایی دولت را به ریاست نخست وزیر تشکیل می دهند

 یکی از سوالهای مهمی كه در روزهای اخیر و در پی وقایع سیاسی - اجتماعی  درون رژیم صهیونیستی  بوجود آمده است  ، موضوع رفتار سیاسی صهیونیستها و تحلیل جامعه شناختی چگونگی بروز این رفتار و بررسی معرفت شناختی اندیشه‌ها و باورداشتهای مردم و  نخبگان  رژیم صهیونیستی است. در کنار این ریشه یابی نتایج عینی این انتخاب در اسراییل و منطقه نیز دارای اهمیت فراوان است.هر یک از احزاب رژیم صهیونیستی اگرچه  در کلیات و استراتژیها دارای

صندوق رای در کنار دیوار حائل

 رویکردی مشابه هستند اما در تاکتیکها و خط مشیها ای سیاسی خود تفاوتهایی دارند.

ما در این نوشتار به دنبال آن هستیم که ضمن معرفی هر کدام از احزاب فعال در کنست (پارلمان اسراییل)  و سهم آنان در کرسیهای پارلمان چشم انداز سیاسی اسرایی پس از جنگ غزه را ترسیم کنیم.پارلمان رژیم صهیونیستی 120 کرسی دارد و این انتخابات برای انتخاب صاحبان همه کرسیها برگزار شد.در انتخابات اسراییل تمام یهودیان مهاجر دارای تابعیت اسراییل دارای شرط سنی و اعراب ساکن مناطق اشغالی سال 1948 معروف به اعراب اسراییلی حق رای داشتند.اما اعراب فلسطین مناطق اشغال شده سال 1967 فاقد حق مشارکت سیاسی بودند.میزان مشارکت در این انتخابات حدود 65 درصد بوده است.

این انتخابات در نهایت فاقد حزب پیروز مطلق بوده است.هیچ حزبی حتی نتوانست 25 درصد کل کرسی ها را به خود اختصاص دهد. و حزب برتر  حاکم   یعنی کادیما با به دست آوردن 28 کرسی  فقط با یک کرسی اختلاف نسبت به حزب رقیبش لیکود صاحب برتری شد و حزب لیکود دارای 27 کرسی گردید.

نتایج آرای ریخته شده به صندوق:

در پایان شمارش آرا، حزب کادیما به رهبری لیونی از 120کرسی کنست اسراییل، 28کرسی را به خود اختصاص داد، و حزب لیکود توانست 27 کرسی را از آن خود سازد، درحالى كه حزب راست گرا وتندروی اسرائیل بیتنا (اسرائیل خانه ماست)به رهبری لیبرمن  15 كرسى ، و حزب كارگر به رهبری ایهود باراک 13كرسى ، وحزب تندروی مذهبى شاس 11كرسى را در پارلمان اسراییل را بدست آورند.

این و ضعیت تااین چند روز ادامه پیدا خواهد و در نهایت شیمون پرز تصمیم می گیرد که لیونی یا نتانیاهو کدام یک دولت را در اختیار خواهد داشت.اما صرف نظر از تصمیم نهایی سیاستمداران اسراییلی برگزاری و نتایج این انتخابات حاوی پیام ها و نکات زیادی برای منطقه بود که مهم ترین نکته این انتخابات  عبارتست از:

دولت آینده اسراییل حداقلی، ائتلافی و شکننده خواهد بود

 به دلیل وجود احزاب متعدد در اسرائیل، در سال های اخیر معمولا هیچ حزب واحدی نتوانسته است اکثریت مطلق

لیونی،نتانیاهو،لیبرمن،باراک

 کرسی های پارلمان را بدست آورد تا بدون ائتلاف با احزاب دیگر دولت تشکیل دهد.

رهبران هر دو حزب بزرگ اسرائیل ادعا می کنند كه در صورت درخواست شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل از آنها برای تشكیل دولت آینده، موفق به تشكیل دولت ائتلافی خواهند شد. اما و اقعیت چیز دیگری است .مساله اساسی  این است كه لیونی و نتانیاهو هر دو برای تشكیل دولت ائتلافی با مشكلات بسیار بزرگ و پیچیده‌ای روبرو هستند.

در این راستا سناریوهای ذیل قابل  روی دادن است:

الف-ائتلاف کادیما و اسراییل بیتنا

اعضای حزب كادیما بر این باورند كه حزب یسرائیل بیتنا به حزب آنان نزدیكتر است تا به حزب لیكود، زیرا آقای لیبرمن از تشكیل كشور مستقل فلسطینی حمایت می‌كند. لیبرمن احتمال ائتلاف با هر دو حزب كادیما و لیكود را رد نكرده است، گر چه به تشكیل دولتی راستگرا در اسرائیل بیشتر تمایل نشان داده است.

به هر حال، اگر خانم لیونی بتواند حمایت حزب یسرائیل بیتنارا به دست آورد، تشكیل دولت از سوی وی با شركت حزب كارگر و حزب مذهبی یهودیت توراتی متحده با 6 كرسی نمایندگی امكانپذیر خواهد بود.

چهره های جدیدی در اسراییل در حال ظهورند. کسب کرسیهای قابل توجه توجه حزب اسراییل بیتنا نشانگر آن است که حزب نوپای لیبرمن از جذابیت برای مهاجران تازه وارد روس تبار یهودی به اسراییل برخوردار است 

ب-دولت اقلیت کادیما

اما مساله لیونی این است كه حزب اسرائیل بیتنا پیش از این در دولت تحت رهبری كادیما حضور داشت، اما به علت اختلاف بر سر مذاكره با فلسطینی ها در باره سرنوشت بیت‌المقدس از دولت كناره‌گیری كرد.

برای جلوگیری از تكرار این ماجرا، خانم لیونی اگر بخواهد بدون مشاركت حزب اسرائیل بیتنا دولت ائتلافی تشكیل دهد، فقط قادر به تشكیل دولت اقلیت خواهد بود.

به عبارت دیگر، حزب كادیما می تواند با احزاب كارگر، یهودیت توراتی متحده و حزب مرتص كه در این دور از انتخابات تنها توانسته سه كرسی نمایندگی كسب كند، دولتی را با حمایت 50 نماینده پارلمان تشكیل دهد، به طوری كه 11 نماینده سه حزب عرب اسرائیلی نیز در خارج از دولت از آن حمایت كنند.

چنین دولتی اما قادر به تصمیم‌گیری در باره مسائل اساسی اسرائیل بخصوص در مورد مذاكرات سازش با فلسطینی‌ها نخواهد بود. از این رو بعید است كه كادیما علاقه‌ای به تشكیل دولت اقلیت داشته باشد.

ج)دولت ائتلافی لیکود و متحدانش و اسراییل بیتنا:

موفقیت  نتانیاهو برای تشكیل دولت كاملا به حمایت حزب بیتینا گره خورده است. اگر حزب بیتینا از حزب لیكود حمایت كند، وی می تواند با جلب نظر حزب مذهبی شاس، با 11 كرسی نمایندگی و نیز حزب یهودت توراتی متحد و اتحاد ملی، با سه كرسی نمایندگی و یك حزب كوچك افراطی دیگر دولت ائتلافی خود را تشكیل دهد.در این صورت دولت کاملا راست گرا  و یک دست خواهد شد.

شکست سنگین حزب کار در انتخابات نشانگر اقبال افکار عمومی رژیم صهیونیستی به سیاستهای رادیکال،نظامی و ملی یا مذهبی تندروانه است

د)دولت اقلیت لیکود:

یکی از مسائل اصلی ائتلاف راست گرایان عدم همخوانی حزب شاس به عنوان یک حزب مذهبی راستگرا و حزب

صندوق رای

 اسراییل بیتنا به عنوان یک حزب ملی گرای سکولار  راستگرا است.رهبر حزب شاس در مصاحبه ای با هاارتص اعلام کرده است که به علت مواضع ضد مذهبی حزب اسراییل بیتنا حاضر نیست در ائتلافی با حضور این حزب شرکت کند.این وضعیت باعث می شود لیکود یک دولت اقلیت با هریک از  دو طرف را تشکیل دهد.اما این دولت با تركیب فوق، یك دولت راست افراطی و در گروگان احزاب بسیار كوچك خواهد بود و از همین رو، نه فقط پایداری و ثبات آن بسیار مشكل است، بلكه به علت رویكرد افراطی خود در مقابل روند سازش با اعراب، به سرعت با دولت باراك اوباما رئیس جمهور آمریكا اصطكاك جدی پیدا خواهد كرد.

ه)ائتلاف لیکود و کادیما:

اگرچه حزب کادیما  به رهبری شارون از حزب  لیکود منشعب شد،اما  این دو حزب دارای اختلاف نظر بسیاری می باشند.حزب کادیما ترجیح می دهد با حزب کار روابط نزدیکی داشته باشد و بعید است دو حزب بر سر رهبری دولت به تفاهم برسند.البته خواست اصلی ایلات متحده آمریکا اتحاد وائتلاف این دو حزب است که در صورت تحقق این امر این ائتلاف بسیار شکننده خواهد بود.

نتیجه گیری:

1-در انتخابات راست گرایان میانه رو،مذهبی و ملی پیروز انتخابات بوده اند و چپگرایان در محاق رفته اند.شکست سنگین حزب کار در انتخابات نشانگر اقبال افکار عمومی رژیم صهیونیستی به سیاستهای رادیکال،نظامی و ملی یا مذهبی تندروانه است. این نوع دولت ها آینده نظامی و خشونت مدارانه ای را در منطقه رقم خواهد زد و تاثیر مستقیمی بر اوضاع غزه،لبنان و جولان سوریه خواهد داشت.حتی رهبر حزب اسراییل بیتنا سخن از لزوم برخورد و درگیری نظامی با برنامه هسته ای ایران را  در صورت به قدرت رسیدن سر داده که در نوع خود جالب توجه است. هم چنین جنگ با مردم غزه محبوبیت حزب کادیما را میان افکار عمومی صهیونیستها افزایش داد و تاثیرات سو ء مدیریت اولمرت  و فساد مالی او را به فراموشی سپرد. این مساله نشانگر حمایت افکار عمومی از نظامی گری است.

2- در اسراییل اجماع  افکار عمومی و نخبگان بر مسائل اساسی و امنیت  ملی بر هم خورده است .اسراییل با نوعی عدم تفاهم نخبگان روبرو است که رسیدن به نوعی اجماع و تصمیم گیری قاطعانه را محدود کرده است. هیچ دولتی از اکثریت لازم برای اخذ تصمیمات بر خوردار نیست و حتی در آینده احتمالا با سقوط و جایگزینی دولتها و یا حتی انتخابات مجدد روبرو می شویم. پراکندگی آرا نشانگر این امر است.

3-چهره های جدیدی در اسراییل در حال ظهورند. کسب کرسیهای قابل توجه توجه حزب اسراییل بیتنا نشانگر آن است که حزب نوپای لیبرمن از جذابیت برای مهاجران تازه وارد روس تبار یهودی به اسراییل برخوردار است  و سیاست در اسراییل اگرچه توسط  سیاستمداران محدودی اداره می شود اما در این دایره بسته افراد جدیدی ظهور کرده اند.

نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

روزنامه کویتی: آیت الله خامنه اى نماد عزت امت اسلامى و عربى

روزنامه کویتی: آیت الله خامنه اى نماد عزت امت اسلامى و عربى

آیت الله خامنه ای

به گزارش شیعه نیوز ،روزنامه كویتى الرأى العام با قدردانى از نقش حضرت آیت الله خامنه اى، رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در تحقق پیروزى هاى مقاومت در فلسطین و لبنان، ایشان را نماد عزت ملت هاى عربى و اسلامى معرفى كرد.

الرأى العام نوشت: ما به عنوان جزئى از امت اسلامى، سپاس فراوان خود را به پیشگاه رهبر انقلاب ایران نثار مى كنیم كه نقش بزرگى در تحقق پیروزى هاى مقاومت در فلسطین و لبنان و ایجاد احساس عزت و سربلندى در میان ملت هاى عربى و اسلامى ایفا نمودند.

این روزنامه كویتى افزود: رهبر ایران در برابر توطئه ها و تجاوزات قدرت هاى صهیونیست امریكایى، از مقاومت لبنان و فلسطین حمایت كردند و براى تحقق پیروزى وكسب عزت در میان مقاومت و امت تلاش نمودند.

 اظهارات مكرر سیدحسن نصرالله، دبیركل حزب الله لبنان  و بیانات شفاهى و مكتوب رهبران جنبش هاى حماس و جهاد اسلامى فلسطین، نشانگر اهمیت نقش رهبر ایران در تحقق پیروزى و عزت مقاومت است

الرأى العام افزود: نقش محورى آیت الله خامنه اى در این زمینه نیازى به توضیح ندارد چون مداوماً نخبگان امت اسلامى كه منبع عزت امت هستند، بر این امر صحه گذاشته اند كه در این میان، اظهارات مكرر سیدحسن نصرالله، دبیركل حزب الله

آیت الله خامنه ای

 لبنان در مناسبت هاى مختلف و بیانات شفاهى و مكتوب رهبران جنبش هاى حماس و جهاد اسلامى فلسطین، نشانگر اهمیت نقش رهبر ایران در تحقق پیروزى و عزت مقاومت است.این روزنامه كویتى مقابله با تسلط قدرت هاى صهیونیست و امریكایى بر منطقه عربى و اسلامى بویژه در فلسطین و لبنان را از نقاط درخشان سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران برشمرد و افزود: تصمیمات مربوط به حمایت از مقاومت لبنان و فلسطین شخصاً از سوى رهبر انقلاب ایران صادر مى شود، زیرا راهبردهاى كلى نظام جمهورى اسلامى از سوى ایشان تعیین مى شود و خود به طور ویژه بر پرونده سیاست خارجى كشور نظارت دارند.روزنامه كویتى همچنین تحقق عزت و سربلندى ملت ایران را مدیون تدابیر هوشمندانه حضرت آیت الله خامنه اى دانست.

الرأى العام همچنین با انتقاد از رسانه ها و نویسندگان مطبوعات عربى به دلیل خوددارى از اشاره به نقاط درخشان و بركات جمهورى اسلامى ایران به دلیل ترس از متهم شدن به جانبدارى از ایران، افزود: این موارد براى ملت هاى عربى و اسلامى مثل روز روشن است اما رسانه هاى عربى آن را نادیده گرفته اند و حتى خلاف آن را منعكس مى كنند.

نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

خاطرات مقام معظم رهبري از دوران مبارزه

آيت الله خامنه اي

( قسمت اول )

 تور نامريي

من خودم شخصاً جوانىِ بسيار پُرهيجانى داشتم. هم قبل از شروع انقلاب، به خاطر فعّاليت‌هاى ادبى و هنرى و امثال اين‌ها، هيجانى در زندگى من بود و هم بعد كه مبارزات در سال 1341 شروع شد؛ كه من در آن سال، بيست و سه سالم بود. طبعاً ديگر ما در قلب هيجان‌هاى اساسى كشور قرار گرفتيم و من در سال چهل و دو، دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجويى. مى‌دانيد كه اين‌ها به انسان هيجان مى‌دهد. بعد كه انسان بيرون مى‌آمد و خيل عظيم مردمى را كه به اين ارزش‌ها علاقه‌مند بودند و رهبرى مثل امام رضوان‌اللَّه عليه را كه به هدايت مردم مى‌پرداخت و كارها و فكرها و راه‌ها را تصحيح مى‌كرد مشاهده مى‌نمود، هيجانش بيشتر مى‌شد. اين بود كه زندگى براى امثال من كه در اين مقوله‌ها زندگى و فكر مى‌كردند، خيلى پرُهيجان بود؛ اما همه اين‌طور نبودند...

آن‌وقت‌ها گاهى بزرگ‌ترهاى ما- كسانى كه در سنين حالاى من بودند- چيزهايى مى‌گفتند كه ما تعجّب مى‌كرديم چطور اين‌ها اين‌گونه فكر مى‌كنند؟ حالا مى‌بينيم نخير؛ آن بيچاره‌ها خيلى هم بى‌راه نمى‌گفتند. البته من خودم را به‌كلّى از جوانى منقطع نكرده‌ام. هنوز هم در خودم چيزى از جوانى احساس مى‌كنم و نمى‌گذارم كه به آن حالت بيفتم. الحمدللَّه تا به‌حال نگذاشته‌ام و بعد از اين هم نمى‌گذارم؛ اما آن‌ها كه خودشان را در دست پيرى رها كرده بودند، قهراً التذادى كه جوان از همه‌ى شؤون زندگى خودش دارد، احساس نمى‌كردند. آن‌وقت اين حالت بود. نمى‌گويم كه فضاى غم حاكم بود- اين را ادّعا نمى‌كنم- اما فضاى غفلت و بى‌خبرى و بى‌هويّتى حاكم بود.

من تا مدتى بعد از 22 بهمن هم كه گذشته بود بارها به اين فكر مى‌افتادم كه ما خوابيم يا بيدار

اين‌هم بود كه آن‌وقت من و امثال من كه در زمينه‌ى مسائل مبارزه، به‌طور جدّى و عميق فكر مى‌كرديم، همّتمان را بر اين گذاشتيم كه تا آن‌جايى كه مى‌توانيم، جوانان را از دايره‌ى نفوذ فرهنگى رژيم بيرون بكشيم. من خودم مثلاً مسجد مى‌رفتم، درس تفسير مى‌گفتم، سخنرانىِ بعد از نماز مى‌كردم، گاهى به شهرستان‌ها مى‌رفتم سخنرانى مى‌كردم. نقطه‌ى اصلى توجّه من اين بود كه جوانان را از كمند فرهنگى رژيم بيرون بكشم. خود من آن‌وقت‌ها اين را به "تور نامريى " تعبير مى‌كردم. مى‌گفتم يك تور نامريى وجود دارد كه همه را به سمتى مى‌كشد! من مى‌خواهم اين تور نامريى را تا آن‌جا كه بشود، پاره كنم و هر مقدار كه مى‌توانم، جوانان را از كمند و دام اين تور بيرون بكشم. هر كس از آن كمند فكرى خارج مى‌شد- كه خصوصيّتش هم اين بود كه اوّلاً به تديّن و ثانياً به تفكرات امام گرايش پيدا مى‌كرد- يك نوع مصونيتى مى‌يافت. آن روز اين‌گونه بود. همان نسل هم، بعدها پايه‌هاى اصلى انقلاب شدند. الان هم كه من در همين زمان به جامعه‌ى خودمان نگاه مى‌كنم، خيلى از افراد آن نسل را- چه كسانى كه با من مرتبط بودند، چه كسانى كه حتّى مرتبط نبودند- مى‌توانم شناسايى كنم.

گفت و شنود در ديدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 07/02/1377

 سجده‌ي شكر

در آن روزها ما در يك حالت بُهت بوديم. در حالى كه در همه‌ى فعاليتهاى آن روزها ما طبعاً داخل بوديم. همان‌طور كه مى‌دانيد ما عضو شوراى انقلاب بوديم و يك حضور دائمى تقريباً وجود داشت. لكن يك حالت ناباورى و بهت بر همه‌ى ما حاكم بود. من يك چيزى بگويم كه شايد شما تعجب بكنيد.

من تا مدتى بعد از 22 بهمن هم كه گذشته بود بارها به اين فكر مى‌افتادم كه ما خوابيم يا بيدار. و تلاش مى‌كردم كه از خواب بيدار شوم. يعنى اگر خواب هستم، اين رؤياى طلائى كه بعدش لابد اگر آدم بيدار شود هر چه قدر خواهد بود خيلى ادامه پيدا نكند، اينقدر براى ما شگفت‌آور بود مسأله.

آيت الله خامنه اي

سجده‌ي شكر...

آن ساعتى كه راديو براى اول بار گفت صداى انقلاب اسلامى، يك همچى تعبيرى. من تو ماشين داشتم از يك كارخانه‌اى مى‌آمدم طرف مقرّ امام. يك كارخانه‌اى بود كه عوامل اخلال‌گرِ فرصت‌طلب آن‌جا جمع شده بودند و شلوغى راه انداخته بودند و در بحبوحه‌ى انقلاب كه هنوز شايد بختيار هم بود، آن روزهاى مثلاً شايد هفدهم، هجدهم و مشكلات هنوز در نهايت شدت وجود داشت و هنوز هيچ كار انجام نشده بود اينها به فكر باج‌خواهى و باجگيرى بودند. توى يك كارخانه‌اى راه افتاده بودند، تحريكات درست كرده بودند و اينها، ما رفتيم آن‌جا كه يك مقدارى سروسامان بدهيم. در مراجعت بود كه راديو اعلان كرد كه صداى انقلاب اسلامى. من ماشين را نگه داشتم آمدم پائين روى زمين افتادم و سجده كردم. يعنى اينقدر براى ما غير قابل تصور و غير قابل باور بود. هر لحظه‌اى از آن لحظات يك مسأله داشت، به طورى كه اگر من بخواهم خاطرات ذهنى خودم را در آن مثلاً بيست روزِ حول و حوش انقلاب بيان كنم يقيناً نمى‌توانم همه‌ى آن چه را كه در ذهن و زندگى آن روزِ ما مى‌گذشت را بيان كنم.

منبع: فارس

نوشته شده در شنبه 1387/11/26 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

نقل حديثي از پيامبر اکرم از سوي رئيس‌جمهور آمريکا!

نقل حديثي از پيامبر اکرم از سوي رئيس‌جمهور آمريکا! 

نقل حديثي از پيامبر اکرم از سوي رئيس‌جمهور آمريکا!

اوباما در مراسم چاشت نيايش ملي آمريکا، با ذکر روايتي از پيامبر مکرم اسلام گفت: در اسلام حديثي هست که مي‌خوانيم: «هيچ کدام از شما يک مؤمن حقيقي نيست، تا آن روز که آنچه بر خود آرزو مي‌دارد، براي برادر خود نيز آرزو دارد.»

به گزارش «شيعه نيوز» وبلاگ کاخ سفيد (وابسته به سايت رسمي آن)، روز پنجشنبه، پنجم فوريه به سخنراني باراک حسين اوباما، رئيس‌جمهور جديد آمريکا پرداخت. در اين سخنراني جالب توجه، رئيس‌جمهور اوباما در ميان انبوه هزاران نفر که در مراسم چاشت نيايش ملي (National Prayer Breakfast) در شهر واشنگتن آمريکا گرد آمده بودند، گفت: «ايمان‌هاي متفاوت و گوناگون ما به جاي آنکه هر کدام از ما را از يکديگر جدا سازد، مي‌تواند ما را به سوي تغذيه انسان‌هاي گرسنه، دلداري و تسکين انسان‌هاي دردمند و مصيبت زده، براي برقراري صلح در هر سرزميني که نزاع در آن در گرفته و براي دوباره ساختن هر آنچه که از هم فروپاشيده است و براي بلند کردن هر آنکه در لحظات سخت و دشوار زمين خورده است، متحد سازد.»

مراسم چاشت نيايش ملي، هر ساله در واشنگتن آمريکا در نخستين پنجشنبه ماه فوريه برگزار مي‌شود؛ اين رويداد از سال 1953 و از زمان رئيس‌جمهور آيزنهاور که براي نخستين بار در چنين مراسمي شرکت يافت، رخ مي‌‌دهد. بخش‌هايي از نيايش اوباما در اين مراسم را در زير مي‌خوانيم:

«هيچ شکي نیست که در طبيعت، ايمان بدين معناست که برخي عقايد ما هرگز يکي نخواهد بود. ما از کتاب‌هاي متفاوتي پيروي مي‌کنيم؛ همچنين از احکام و دستورهاي متفاوت. توجيهاتمان و ادراکمان از اينکه هر يک از ما از کجا آمده‌ايم و به کجا مي‌رويم، با يکديگر متفاوت است و حتي برخي از ما به هيچ ايماني راسخ نيستيم. همه ما اين اختلاف‌ها را مي‌دانيم، اما در اين ميان، قانونی هست که همه اديان الهي را به هم پيوند مي‌زند. عيسي مسيح به ما مي‌گويد که همسايه خود را همان گونه که خود را مي‌پسنديد بپسنديد. و آنچه براي شما ناگوار و نفرت‌انگيز است، بر هميار و شريک خود روا مدار. در اسلام حديثي هست که مي‌خوانيم: «هيچ‌کدام از شما يک مؤمن حقيقي نيست، تا آن روز که آنچه بر خود آرزو مي‌دارد، براي برادر خود نيز آرزو دارد.» چنانکه اين روايت در مکاتب بودا و هندو نيز به چشم مي‌خورد و اين البته همان قانون طلايي است براي فراخواني به عشق به همنوع، براي درک و فهم يکديگر و براي رفتار با احترام و بزرگواري با کساني که لحظات کوتاهي را روي اين زمين خاکي با يکديگر به قسمت مي‌گذاريم.»

«در اين مسير، اين ايمان وِِيژه ماست که ما را به سوي خوبي و نيکويي والاتري رهنمون مي‌کند و به جاي آنکه ما را از يکديگر جدا سازد، مي‌تواند ما را به سوي تغذيه انسان‌هاي گرسنه، دلداري و تسکين انسان‌هاي دردمند و مصيبت‌زده، براي برقراري صلح در هر سرزميني که نزاع در آن درگرفته است و براي دوباره ساختن هر آنچه از هم فروپاشيده است و براي بلند کردن هر آن‌که در لحظات سخت و دشوار زمين خورده است، متحد سازد.»

نوشته شده در جمعه 1387/11/25 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

پايان اسارت اهل بيت(عليهم السلام)

پايان اسارت اهل بيت(عليهم السلام)

پايان اسارت اهل بيت عليهم السلام

خواب كنيزي از قصر يزيد

كنيزى كه از قصر يزيد بيرون آمده بود، وقتي صحنه دلخراش بي‌احترامي به سر امام حسين (عليه‌السلام) را از سوي يزيد ديد، گفت: خدا دست و پايت را از بدن جدا كند و به آتش دنيا پيش از آتش آخرت، بسوزاند، اى ملعون! دندان‌هايى كه رسول خدا(صلى الله عليه و آله) بارها آنها را مى‏بوسيد را چوب مى‏زنى؟!

يزيد گفت: اين چه سخنى است كه در اين مجلس بر زبان مى‏آورى؟! خدا سر از بدنت جدا كند!

كنيزك گفت: اى يزيد! من در حالتى ميان خواب و بيدارى بودم، مشاهده كردم كه درِ آسمان گشوده شد و نردبانى از نور را ديدم كه بر زمين آمد، و دو نوجوان كه لباس‌هاى سبزرنگى بر تن داشتند از آن نردبان به زير آمدند، بساطى از زبرجد بهشتى براى آنها گسترده شد كه نور آن از شرق تا غرب را فراگرفت - و آن بساط در ميان خانه‏اى بود - به ناگاه مردى با صورتى همانند ماه و ميان قامت، از آن نردبان به زير آمد و در كنار آن سفره نشست و با صداى بلند فرمود:

پدرم آدم! به زير آى! پدرم ابراهيم! و اى برادرم موسى! و اى برادم عيسى! به زير آييد! سپس بانويى را ديدم كه ايستاده و موى خود را پريشان كرده و فرياد مى‏زند: حوا! ساره! خواهرم مريم! و مادرم خديجه! به اينجا بياييد. و هاتفى گفت: اين فاطمه زهرا، دختر محمد مصطفى و همسر على مرتضى و مادر سيدالشهداء حسين، كشته زمين كربلا است.

آنگاه فاطمه زهرا(عليهاالسلام) گفت: اى پدر! نمى‌بينى كه امت تو با فرزندم حسين چه كردند؟!

رسول خدا(صلى الله عليه و آله) به شدت گريست و همراهان او نيز با او گريستند، سپس رو به جانب حضرت آدم نمود و گفت: پدرم آدم! مى‌بينى ستمگران بعد از من، با فرزندم حسين چه كردند؟! شفاعت من در روز قيامت به آنان نخواهد رسيد.

رسول خدا(صلى الله عليه و آله) به شدت گريست و همراهان او نيز با او گريستند، سپس رو به جانب حضرت آدم نمود و گفت: پدرم آدم! مى‌بينى ستمگران بعد از من، با فرزندم حسين چه كردند؟! شفاعت من در روز قيامت به آنان نخواهد رسيد.

حضرت آدم گريست و ديگران نيز گريه كردند و فرشتگان خدا به گريه در آمدند، سپس گروه زيادى را ديدم كه قريب به هشتاد هزار مرد بودند و در پيشاپيش آنها نوجوانى قرار داشت و پرچم سبز رنگى در دستش بود و در دست آن گروه، سلاح‌هاى آتشين بود و آنها را حركت مى‏دادند و مى‏گفتند: اى آتش! صاحب اين خانه - يزيد بن معاويه - را بگير! و در آن هنگام، تو را ديدم كه فرياد مى‏زنى: آتش! آتش! و كجا راه گريزى از آتش است؟!

يزيد چون خواب آن كنيزك را شنيد، گفت: واى بر تو! اين چه سخنى بود؟! مى‏خواستى مرا در برابر مردم شرمنده كنى؟! سپس دستور داد تا سر از بدن آن كنيزك جدا كردند!(1)

 

نفرت مردم شام از يزيد

مردم شام وقتي از ستم‌هاى نارواى يزيد نسبت به خاندان پيامبر آگاه شدند، از او متفر شده و او را دشنام مى‏دادند! و يزيد چون چنين ديد، رفتار خود را نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) تغيير داد. البته بدون ترديد، اين تغيير رفتار به جهت حفظ موقعيت اجتماعى بود. به طورى كه طبرى نقل مى‏كند: يزيد بر سر سفره غذا نمى‌نشست مگر اين كه امام سجاد (عليه‏السلام) را فرا مى‏خواند! و او را بر سر همان سفره مى‏نشاند كه با او غذا بخورد!!(2)

يزيد به امام سجاد(عليه‏السلام) گفت: من از پدرت حسين در شگفتم كه چرا فرزندان خود را على، نام نهاده است؟!

حضرت سجاد(عليه‏السلام) فرمود: پدرم حسين، پدرش را بسيار دوست مى‏داشت و بدين علت همه فرزندانش را على نام نهاد.(3)

يزيد چون خواب آن كنيزك را شنيد، گفت: واى بر تو! اين چه سخنى بود؟! مى‏خواستى مرا در برابر مردم شرمنده كنى؟! سپس دستور داد تا سر از بدن آن كنيزك جدا كردند!

 

رؤياى هند همسر يزيد

هند - همسر يزيد - مى‏گويد: شبى در خواب ديدم كه درى از آسمان گشوده شد و فرشتگان گروه گروه فرود آمده و در كنار سر مقدس امام حسين(عليه‏السلام) گرد آمدند و زمزمه مى‏كردند كه: «السلام عليك يا ابا عبدالله! السلام عليك يابن رسول الله!» در اين حال پاره ابرى را ديدم كه گويا از آسمان فرود آمد كه مردان زيادى بر آن سوار بودند و در ميان آنان مردى را ديدم نورانى، با چهره‏اى همانند قرص ماه كه خود را بر روى سر مبارك امام انداخت و لب و دندان‌هاى حسين(عليه‏السلام) را مى‏بوسيد و مى‏گفت: اى فرزندم! تو را كشتند، و تو را نشناختند، و تو را از خوردن آب بازداشتند؟ اى فرزندم! من جد تو رسول خدايم، و اين پدرت على مرتضى، و اين برادرت حسن، و اين عمويت جعفر، و اين عقيل و اينان حمزه و عباس هستند، سپس نام ساير اهل بيت را يكى پس از ديگرى بر شمرد.(4)

هند گويد: از خواب وحشت‌زده بيدار شدم و متوجه سر مقدس حسين(عليه‏السلام) شدم، ديدم اطراف آن سر مقدس را هاله‌اي از نور احاطه كرده است، به سراغ يزيد رفتم كه او به اطاقى تاريك رفته بود و صورت خود را به جانب ديوار نموده و مى‏گفت: «ما لى و للحسين»؟ «مرا با حسين چكار؟!» وقتي در چهره او نگاه كردم، آثار اندوه و ناراحتى را در آن آشكار ديدم و خواب خود را براى او تعريف كردم، و او در حالى كه سر به زير انداخته بوده، به حرف‌هاى من گوش مى‏كرد!(5)

 

سوگوارى در شام

در كامل بهائى آمده است كه: حضرت زينب(عليهاالسلام)(6) كسى را به نزد يزيد فرستاد تا اجازه دهد براى امام حسين(عليه‏السلام) سوگوارى كنند، يزيد هم موافقت كرد و دستور داد كه اهل بيت را به دار الحجاره ببرند تا در آنجا به سوگوارى بپردازند! اهل بيت(عليهم ‏السلام) در آن مكان هفت روز عزادارى نمودند و هر روز گروه زيادى از زنان شام، گرد آنها جمع مى‏شدند و عزادارى مى‏كردند.

مردم شام وقتي از ستم‌هاى نارواى يزيد نسبت به خاندان پيامبر آگاه شدند، از او متفر شده و او را دشنام مى‏دادند! و يزيد چون چنين ديد، رفتار خود را نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) تغيير داد. البته بدون ترديد، اين تغيير رفتار به جهت حفظ موقعيت اجتماعى بود. به طورى كه طبرى نقل مى‏كند: يزيد بر سر سفره غذا نمى‌نشست مگر اين كه امام سجاد (عليه‏السلام) را فرا مى‏خواند! و او را بر سر همان سفره مى‏نشاند كه با او غذا بخورد!!

مروان(7) به نزد يزيد رفت و او را از اجتماع مردم در آن محل آگاه كرد و گفت: روحيه مردم شام دگرگون شده است و ماندن اهل بيت در شام به صلاح پادشاهى تو نيست! بايد كه مقدمات سفر ايشان را فراهم سازى و آنان را به مدينه بفرستي كه اگر اينان در اينجا بمانند كار حكوكت تو تمام است.(8)

سه خواسته امام سجاد عليه‏السلام از يزيد(لعنة الله عليه)

وقتى يزيد تصميم گرفت اهل بيت(عليهم السلام) را به مدينه باز گرداند، امام سجاد(عليه‏السلام) سه مورد از يزيد خواست.

يزيد گفت: آن سه خواسته‏اى كه انجام آنها را وعده داده‏ام براى من بازگو تا آنها را برآورده سازم.

امام سجاد(عليه‏السلام) فرمود:

1- مى‏خواهم يك بار ديگر صورت مبارك پدرم را ببينم.

2- هر چه از ما به يغما برده‏اند به ما باز گردانيد.

3- اگر تصميم به كشتن من گرفته‏اى، فردى مطمئن را با اين زنان همراه كن تا آنان را به حرم جدشان برساند.

يزيد(لعنة الله عليه) به امام سجاد(عليه‏السلام) گفت: من از پدرت حسين در شگفتم كه چرا فرزندان خود را على، نام نهاده است؟!

حضرت سجاد(عليه‏السلام) فرمود: پدرم حسين، پدرش را بسيار دوست مى‏داشت و بدين علت همه فرزندانش را على نام نهاد.

يزيد گفت: خواسته اول تو هرگز بر آورده نخواهد شد؛ و اما خواسته دوم را چندين برابر جبران مى‏كنم؛ و در مورد سومين درخواست، كسى جز تو همراه زنان نخواهد بود.

امام زين العابدين(عليه السلام) فرمود: اموال تو را نمي‌خواهيم، مالت ارزانى خودت باد. آنچه را كه از ما به غارت برده‏اند به ما باز گردان، چون در ميان آنها مغزل(وسيله‌اي كه با آن نخ مي‌ريسند) و مقنعه و گردنبند و پيراهن حضرت فاطمه(عليهاالسلام) قرار دارد.

يزيد فرمان داد تا آنها را باز گردانيدند و خود دويست دينار بر آنها افزود و امام سجاد(عليه‏السلام) آن دينارها را به مستمندان بخشيد و يزيد دستور داد كه اسيران اهل بيت را به وطن خود مدينه باز گردانند.(9)

بازگرداندن اهل بيت به مدينه به خواست خودشان صورت گرفت، و يزيد به هنگام حركت آنان مقدار زيادى از اموال را همراه كاروان كرد و به ‏ام‌كلثوم گفت: اينها عوض مصائبى است كه به شما وارد شده است.

ام‌كلثوم فرياد زد: چقدر تو بى حيا و بى شرمى، برادرم حسين و اهل بيت او را مى‏كشى و در مقابل مال و منال به ما مى‏دهى؟! هرگز اين اموال را قبول نمى‌كنيم. (10)

و بالاخره اهل‌بيت(عليهم السلام) پس از تحمل محنت‌ها و سختي‌هاي بسيار از شام خارج شدند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- رياض الاحزان، ص 122.

2- تاريخ طبرى، ج 5، ص233.

3- رياض الاحزان، ص 125.

4- بحار الانوار، ج 45، ص196.

5- بحار الانوار، ج 45، ص196.

6- در بعضي منابع، بجاى زينب، نام ام‌كلثوم ذكر شده است.

7- اين كه همزمان با حضور اهل بيت در شام، مروان نيز در شام بوده است معلوم نيست زيرا بلاذرى نقل كرده است كه چون سر مقدس حسين(عليه‏السلام) را به مدينه آوردند از هر طرف صداى شيون و ناله بلند شد و مروان بن حكم در مدينه بود؛ ولى صاحب قمقام زخار مى‏گويد: صحيح آن است كه مروان در آن زمان حاكم مدينه نبوده، بلكه امير، عمرو بن سعيد بن العاص بوده است. (قمقام زخار، ص588).

8- قمقام زخار، ص 579.

9- لهوف، سيد بن طاووس، ص 82 / قمقام زخار، ص 579 با كمى اختلاف.

10- بحارالانوار، ص 45، ص197.

برگرفته از لهوف سيدبن طاووس، نفس المهموم شيخ عباس قمي، قصّه كربلا، على نظرى‏منفرد

نوشته شده در جمعه 1387/11/25 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

جزئیات ترور "شهید مغنیه" توسط موساد

جزئیات ترور "شهید مغنیه" توسط موساد

روزنامه یدیعوت احارونوت چاپ رژیم صهیونیستی، چند روز پیش جزئیاتی را درباره ترور شهید عماد مغنیه، فرمانده نظامی ارشد حزب الله منتشر کرد و نوشت: این جزئیات بر اساس گزارش یک افسر اطلاعاتی لبنان و گفت و گو با "روبروت بار" افسر پیشین در دستگاه اطلاعات مرکزی آمریکا "سیا" تهیه شده است.

شهيد مغنيه

این روزنامه در ادامه نوشت: موساد از اینکه عماد مغنیه، با یکی از سفرای خارجی مقیم دمشق دیدار خواهد کرد، اطلاع یافت و به این ترتیب، تلفن های "عماد مغنیه" مورد شنود قرار گرفت و از یک روز پیش از این دیدار، وی زیر نظر بود.

یدیعوت احارونوت در ادامه در کمال ناباوری تاکید کرد که تنها دستان اسراییلی می توانند بمب را در صندلی خودروی مغنیه قرار داده باشند. به گفته این افسر لبنانی، طرف های اسراییلی از طریق کردستان با سه خودرو وارد سوریه شدند که شامل کادر حراست، حمایت و فنی بودند و حتی رانندگان نیز که عربی سخن می گفتند، اسراییلی بودند و گروه فنی، توانست صندلی بمب گذاری شده را با صندلی خودرو جابجا و آن را از دور منفجر کند.

این گزارش افزود، دلایلی وجود دارد که نشان می دهد، احتمال دارد هسته اقدام کننده به ترور مغنیه از مکان دیگری که نزدیک تر است وارد سوریه شده باشند و نه از مرزهای عراق.

افسر لبنانی درباره راننده مغنیه اظهار داشت، طی چند ماه این شک وجود داشت که راننده، در عملیات ترور شریک بوده و موساد توانسته او را بخرد و به هنگام پرس و جو درباره وی در یکی از روستاهای جنوب لبنان، مشخص شد خانواده وی ناپدید شده اند و خانه آنها خالی است.

 تنها دستان اسراییلی می توانند بمب را در صندلی خودروی مغنیه قرار داده باشند

شهيد مغنيه

وی افزود، البته کسی که مغنیه را بشناسد، می تواند تصور کند که اگر راننده، در داخل خودرو، منتظر مغنیه نبود، وی به هیچ عنوان وارد خودرو نمی شد.

به گفته این افسر، نمی توان باور کرد که موساد، هر دستگاه اطلاعاتی دیگر به جز آمریکایی ها را در نقشه های نظامی خود وارد کند.

یدیعوت احارونوت در پایان اشاره کرد، اسراییل از انتقام حزب الله به خاطر ترور عماد مغنیه در سالگرد ترور وی و انجام عملیاتی ضد اسراییلی در هر نقطه از جهان بیم دارد. در اینجا این پرسش مطرح می شود که به واقع چرا صهیونیست ها تمایل دارند که اعراب را درگیر این ترور نکنند و آیا اساسا اعرابی نیز وجود دارند که در این ترور دست داشته اند؟

کارشناسان مسائل استراتژی و بین المللی معتقدند رژیم صهیونیستی که طراح اصلی این ترور بوده و آن را توسط برخی از مزدوران عرب خود انجام داده، اکنون در نظر دارد با مقصر معرفی کردن خود، دیگر کشورهای عربی مانند اردن و عربستان سعودی که گفته می شد در این ترور دست داشته را از زیر انگشت اتهام خارج سازد.

در گذشته هر از چند گاهی برخی از منابع فاش می کردند که برخی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی اردن عامل اجرایی این ترور بوده اند. این منابع فاش کردند که منابع مالی طرح به شهادت رساندن فرمانده نظامی حزب الله را دولت آل سعود تأمین کرده است. حتی گفته می شد این منبع مالی به طور مستقیم توسط "بندر بن سلطان" پرداخت شده است.

از همین رو رژیم صهیونیستی پس از پیروزی اخیر گروههای مقاومت فلسطینی در غزه که به افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران و کاهش نفوذ برخی کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و غیره در منطقه منجر شد، تصمیم گرفت با بر عهده گرفتن مسئولیت کامل ترور مغنیه، اندکی از فشار افکار عمومی جهان عرب که بر دوش عربستان سعودی سنگینی می کند بکاهد.

منبع: ایرنا

نوشته شده در پنجشنبه 1387/11/24 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

شما در مرحله چندم دنيا هستيد؟

شما در مرحله چندم دنيا هستيد؟

مراحل پنجگانه‌ي دنيا

"إعلموا أنّما الحيوةُ الدّنيا لَعِبٌ و لهوٌ و زينةٌ و تفاخرٌ بينكم و تكاثرٌ في الأموالِ و الأولادِ كمثلِ غيثٍ أعجبَ الكُفّارَ نباتُه ثم يهيجُ فتراه مُصفّراً ثم يكونُ حُطاماً و في الآخرةِ عذابٌ شديدٌ و مغفرةٌ من اللّهِ و رضوانٌ و ما الحيوةُ الدّنيا إلّا متاعُ الغرور"

بدانيد كه زندگاني دنيا، به حقيقت بازيچه‌اي كودكانه است و لهو و سرگرمي و آرايش و تفاخر و خودستايي با يكديگر، و حرصِ افزودن مال و فرزندان مي باشد. اين حقيقتِ دنياست و در مَثَل مانند باراني است كه به موقع ببارد و گياهي در پي آن از زمين برويد كه برزگر يا كافران دنياپرست را به شگفت آرد و سپس بنگري كه زرد و خشك شود و بپوسد. در جهان آخرت دنياطلبان را عذاب سخت جهنّم و مؤمنان را آمرزش و نيز خشنودي الهي نصيب است. بدانيد كه دنيا جز متاع فريب و غرور، چيزي نيست.

 

بنابراين، غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد.

نخست، دوران كودكي است كه زندگي در هاله‌اي از غفلت، بي خبري و بازي فرو مي‌رود. سپس، مرحله نوجواني فرا مي‌رسد و سرگرمي، جاي بازي را مي‌گيرد. در اين مرحله انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم‌ مي‌سازد و از مسائل جدّي دور مي‌دارد.

مرحله سوم، مرحله‌ي‌ جواني، شور، عشق و تجمّل پرستي است. در مرحله‌ي چهارم، احساساتِ كسبِ "مقام و فخر" در انسان خودنمايي مي‌كند و در مرحله‌ي پنجم، به فكر افزايش مال و جمع ثروت و نفرات مي‌افتد.

قرآن، همه‌ي‌ اين مراحل را متاع فريب و نيرنگ مي‌داند. بنابراين، دنيا ابزاري است براي خودفريبي و فريب دادن ديگران. اين، در مورد كساني است كه دنيا را هدف نهايي خود قرار مي‌دهند، به آن دل مي‌بندند، بر آن تكيه مي‌كنند و آخرين آرزويشان دست يازيدن به آن است.

از دنيا بپرهيزيد كه آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد

اما اگر مواهب اين جهان مادّي وسيله‌اي براي وصول به ارزش‌هاي والاي انساني و سعادت جاودان باشد، هرگز دنياي مذموم نيست، بلكه مزرعه‌ي‌آخرت و پلي براي رسيدن به هدف‌هاي بزرگ است.

زمين، آسمان، ابر، باد، مه، آفتاب و ماهتاب، سراسر آيات الهي و مظاهر جمال و جلال حق، نشانه‌ي حق، مجراي فيض، آينه‌دار خداوند و ظهور حكمت عملي و پياده شده آن است و هرگز دنياي مصطلح نيست، بلكه دنيا، همان قراردادهاي ويژه‌اي است كه جهت زندگي مادي برنامه ريزي مي‌شود و انسان فريب آنها را مي‌خورد؛ مانند: فخرها، خيال‌زدگيها، دلباختگيها، پيوندهاي اعتباري، القاب، پست‌ و مقام‌ و جاه.

امير مؤمنان عليه‌السلام با واژگاني بليغ و زيبا، دنيا را چنين معرفي مي‌فرمايد: "تَغُرّ و تَضُرّ و تَمُرّ إنّ اللّهَ تعالي لم يُرضها ثواباً لأوليائه و لا عقاباً لأعدائه وإنّ أهلَ الدّنيا كركبٍ بينا هم حَلّوا إذ صاحَ بهم سائقهم فارتحلوا"1 ؛

دنيا با زينت و آرايش خود، فريب مي‌دهد و با بلا و گرفتاري‌هايش زيان مي‌رساند و به سرعت و شتاب مي‌گذرد. خداوند سبحان بر اثر حقارت و پستي دنيا،راضي نگشت كه آن را پاداش دوستان خود،يا كيفر دشمنانش قرار دهد. اهل دنيا مانند كارواني هستند كه فرود آمده اند تا رفع خستگي كنند ناگاه قافله‌سالار‌ آنان برآنها بانگ مي‌زند: كوچ كنيد كه اين مكان، جاي استراحت نيست. پس كوچ كنند.

غفلت، سرگرمي، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهاي پنجگانه‌ي انسانِ دنيامدار را تشكيل مي‌دهد

از اين رو با سفارش اكيد فرمود: "فعليكم بالجِدّ و الاجتهادِ و التّأهُّبِ و الاستعدادِ و التَّزوّدِ فى منزلِ الزّاد و لاتَغُرنّكم الحياةُ الدّنيا كما غَرّت من كان قبلَكم مِن الأمم الماضية و القرونِ الخالية..." ؛2

برشما باد به سعي و كوشش به طاعت و بندگي، آماده بودن و توشه برداشتن براي سفر آخرت در جاي توشه گرفتن. زندگي دنيا شما را فريب ندهد، چنان‌كه پيشينيان شما را كه گذشتند و رفتند فريب داد؛ آنان كه شير آن را دوشيدند و فريب آن را خوردند و شماره‌ي‌ آن را از بين برده روزهايش را به بي‌خبري به سر بردند و تازه‌ي‌ آن را كهنه كردند، خانه‌هايشان گورها و دارايي آنان ميراث ديگران گرديد. هر كه بر سر گورشان آمد نمي‌شناسند و به كسي كه برايشان بگريد اهميت نمي‌دهند، و به كسي كه آنان را بخواند پاسخ نمي‌دهند: "فاحَذروا الدّنيا فإنّها غَدّارةٌ غَرّارةٌ خَدوعٌ، مُعطيةٌ مَنوعٌ، مُلبسةٌ نَزوعٌ، لا يَدومُ رَخاؤُها و لا يَنقضي عَناؤُها و لا يَركدُ بَلاؤُها"3 ؛ پس از دنيا بپرهيزيد كه بسيار مكركننده،فريب دهنده و بازي دهنده است. بخشنده‌اي است پس گيرنده و پوشاننده‌اي است كَننده (اگر چند روزي به كسي روي آورد و كالايي به او ارزاني داشت، به زودي به او پشت كرده، از او پس مي‌گيرد). آسايش آن هميشگي نيست، رنج آن به سر نمي‌رسد،و بلا و درد آن آرام نمي‌گيرد. 4

تاليف: استاد محمد حسين رحيمي

1  - نهج البلاغه، حكمت 415.

2  - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.

3 - نهج البلاغه، خطبه‌ي‌ 230.

4 - معاد درقرآن:ص 61-64

نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

همه دست در دست عراق

همه دست در دست عراق ؛ اما ما پیروزیم

57/11/23

گزارشی از آخرین درگیریهای بین مردم و نظامیان طرفدار رژیم گذشته. محاصره و سقوط پادگانهای سلطنت‌آباد و لویزان به دست مردم. كشته‌ شدن سپهبد بدره‌ای (فرمانده نیروی زمینی) و سرلشكر بیگلری (فرمانده گارد جاویدان) و تسلیم استعفای فرماندهان نیروهای سه‌گانه به امام خمینی.

آغاز سازماندهی ارتش و نیروهای انتظامی‌ پس از انقلاب. تحویل رسمی‌ستاد ارتش به دولت بازرگان. دولت موقت سرلشكر قره‌نی را به سمت رئیس ستاد ارتش برگزید. انتصاب سپهبد محمدعلی نوروزی به كفالت شهربانی، سپهبد مهدیون به عنوان كفیل نیروی هوایی و سپهبد احمدعلی محققی به سرپرستی ژاندارمری كل‌كشور.

ایران

 مواضع گروههای سیاسی در قبال ارتش : سازمان چریكهای فدایی خلق : ارتش حربه اصلی امپریالیسم و نوكرانش به نیروی شكوهمند توده‌های مردم درهم شكست و می‌رود تا فردا ارتش خلق بنیان گیرد. سازمان نوید : در ماشین و دستگاه پلیسی و نظامی‌رژیم شكاف عمیق افتاد اما هنوز كاملاً درهم شكسته نشده است. شفق سرخ : ملت اكنون برای نبرد نهایی مسلح شده است ولی شب و روز تبلیغ می‌شود كه تفنگها را تحویل دهیم. جاما : ارتش استعماری باید به یك ارتش مردمی‌ تبدیل گردد.

تلاشهای سازمانهای سیاسی برای جذب هوادار از توده‌هایی كه بشدت سیاسی شده‌اند و صدور دستورالعمل‌های سیاسی - نظامی‌خطاب به اعضاء و هواداران و ارائه رهنمود درباره چگونگی به دست‌گیری جریان انقلاب در سرتاسر كشور و ادامه فعالیت و جذب نیرو و نیز تشكیل جنبش ملی مجاهدین به عنوان یك نهاد سیاسی برای فعالیت در وضعیت جدید در عین حفظ هویت چریكی در بقای تشكیلات سازمان مجاهدین خلق.

پیامها و هشدارهای امام‌خمینی خطاب به ملت درباره تحریكهای ضدانقلاب داخلی و خارجی، ارتش، خلع سلاح عمومی‌ و … امام : اكنون كه قوای انتظامی‌ (ارتش، ژاندارمری، شهربانی) به ملت پیوسته‌اند بر عموم ملت لازم است كه به هیچ‌وجه تعرض به آنان نكنند. اسلحه‌هایی كه در دست مردم است جمع شوند. هركس اسلحه‌‌ای پیدا كرد باید به مسجد خود ببرد و به امام جماعت مسجد تحویل بدهد و بعد‌‌این اسلحه‌ها از مسجد به كمیته‌ها آورده می‌شود.

ایران

ضرورت تجدید سازمان هر چه سریعتر ارتش به دست دولت بازرگان از نگاه رادیو لندن : كمیته‌ها كشور را تحت اداره موثر واحدی در خواهند آورد، مگر آنكه مهندس بازرگان بسرعت نیروی ارتش و پلیس را بشناسد و بتواند آنها را وادار سازد كه به فرمان او عمل كنند. از‌هم‌پاشیدگی در ارتش خطر بیشتری دربر دارد.

گزارش مفصل ویلیام سولیوان (سفیر آمریكا در تهران) با قید " خیلی محرمانه " دربارة " حوادث جاری در‌‌ایران " و بررسی آنچه آمریكاییها درباره آن می‌خواهند چیزی بدانند و در طول دو روز گذشته روی داده است.

اعلام آمادگی آمریكا برای همكاری با دولت جدید‌‌ ایران : جیمی‌كارتر (رئیس‌جمهور آمریكا) : آمریكا آماده همكاری با دولت انقلابی‌‌ ایران به ریاست مهندس بازرگان است. كارمند بلندپایه آمریكا :‌‌ایالات متحده برای برقراری روابط عادی با زمامداران جدید‌‌ ایران تلاش می‌كند.

ایران

سایروس ونس (وزیر خارجه آمریكا) : دستورهایی به سولیوان ابلاغ شد كه با دولت موقت تماس بگیرد و تصمیم آمریكا را به برقراری روابط با دولت اعلام نماید. هدف، حفظ دستگاههای حساس نظامی و اطلاعات آمریكا در‌‌ایران و تامین امنیت اتباع آمریكایی در‌‌این كشور بود.

اقدامهای واشنگتن برای تخلیه اتباع آمریكایی از‌‌ ایران : رویتر : هلی‌كوپترهای بزرگ نفربر از ارتش آمریكا با 69 تفنگدار دریایی عازم خاورمیانه شدند تا به تخلیه هفت هزار آمریكایی مقیم‌‌ ایران بپردازند. ‌هادینگ كارتر (سخنگوی وزارت خارجه آمریكا) :‌‌این نیرو به عنوان یك اقدام احتیاطی به مراكز نزدیك به‌‌ ایران اعزام شده است. تلاشهای بازرگان دلیل اصلی لغو برنامه اعزام یك گروه از هلی‌كوپترهای آمریكایی حامل 69 تفنگدار دریایی به تهران جهت تخلیه افراد آمریكایی سفارت بوده است.

شوروی دولت جدید‌‌ ایران را به رسمیت شناخت. پیام الكسی‌كاسیگین (نخست‌وزیر شوروی) به مهندس بازرگان : اتحاد شوروی شناسایی دولت موقت‌‌ ایران را اعلام می‌كند و آمادگی خود را برای گسترش روابط بین دو كشور براساس اصول برابری و حسن همجواری و احترام به حاكمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی یكدیگر اظهار می‌نماید.

مواضع دولتهای اروپایی در قبال انقلاب اسلامی ؛ دیوید اوئن (وزیر خارجه انگلستان) : لندن قصد مداخله در امور‌‌ ایران را ندارد. سخنگوی وزارت خارجه آلمان : دولت آلمان‌غربی حوادث ‌‌ایران را یك مسألة كاملا داخلی می‌داند. فرانسوا میتران : انقلابهایی از نوع انقلاب‌‌ ایران در كشورهای اسلامی‌ همسایه نیز روی خواهد داد.

آثار پیروزی انقلاب اسلامی‌در خاورمیانه ؛ النهار : محل سفارت اسرائیل در تهران در اختیار فلسطینی‌ها قرار خواهد گرفت. بگین (نخست‌وزیر اسرائیل) : به نظر می‌رسد موجی از اسلام تعصب‌آمیز در خاورمیانه شیوع پیدا كند. رویتر : در تظاهرات شیعیان در شهر صیدا ‌‌این شعار به چشم می‌خورد. امروز‌‌ایران، فردا فلسطین. رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین : انقلاب ‌‌ایران پیروزی بزرگی برای خلق فلسطین و توده‌های عرب است.

كشورهای پاكستان، سوریه، موریتانی لیبی و هند دولت موقت‌‌ ایران را به رسمیت شناختند

گزارش غیررسمی‌ از اقدام سازمان چریكهای فدایی خلق در برانگیختن حساسیت‌های قومی‌ در گنبد‌كاووس. به تحریك چریكهای فدایی عده‌ای از جوانان تركمن به نیروهای انقلابی مستقر در شهربانی گنبد هجوم آورده، خواهان تقسیم سلاح شدند. چریكها شایع كرده‌اند كه شیعه‌ها تفنگها را گرفته، می‌خواهند حمله‌های (قبلی) چماق به دستها را - كه تركمنها انجام دادند - تلافی كنند. نیروهای انقلابی مستقر در شهربانی برای‌‌ اینكه سلاح به دست چریكهای فدایی نیفتد با دعوت از پرسنل شهربانی، پاسگاه شهربانی را مجدداً به آنها تحویل دادند.

61/11/23

سفر كلودشون وزیر خارجه فرانسه به سه كشور امان، عراق، سوریه، لوموند. هدف كمك به عراق است.

-شهادت احمد اسکندری قائم مقام لشگر 27 محمد رسول الله

 دفاع مقدس

63/11/23

اجرای مانور آزادی قدس در بیش از 90 منطقه كشور

ایران برای اولین بار شهرهای بصره – مندلی و خانقین را در هم كوبید.

64/11/23

ایران برای اولین بار شهرهای بصره – مندلی و خانقین را در هم كوبید.

- در سحرگاه 23/11/1364، رزمندگان ایران جاده منتهی به قرارگاه لشكر 26 و جاده استراتژیك (فاو- بصره) را تسخیر، گردان كماندویی تیپ 10 زرهی را در سه راهی، منهدم و تیپ‌های 3 و 4 گارد ریاست‌جمهور را كاملاً محاصره كردند. در مقابل، 2 تیپ مزبور، با التماس درخواست نیروی بیشتر را داشتند. بین این 2 تیپ، 1 گروهان مستقر شده بود كه هیچ گونه كارایی نداشت. در اواسط روز، دشمن اعلام  كرد باید به هر ترتیبی كه شده است، مواضع پدافندی دو تیپ مزبور حفظ شود و نیروها برای تحكیم مواضع، تا اطلاع ثانوی در محل خود قرار گیرند.

-شهادت حسن شیخ آذری جانشین گردان عمار یاسر لشگر 27

نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23 توسط یالثارات الحسین | لينك ثابت |

نوشته هاي پيشين

مرندی : كشته شدن خواهر زاده موسوي مشكوك است فیلم : حضور فائزه هاشمی در هتک حرمت عاشورا عکس : توحش و حرمت‌شکنی حامیان موسوی در روز عاشورا پلیس تماشاچی نمی‌خواهیم! کاریکاتور : جنبش مبارزه با سطل آشغال ویژه نامه شهید مفتح عکس : جوک سال نقشه راه مداحان منتشر شد کاريکاتور : توهم اکثريت بودن عکس : دوجنسی های سیاسی +


نکته امروز:

منوي اصلي

صفحه ی نخست
پست الكترونيك
آرشیو مطالب

آرشيو موضوعي

سیاست داخلی
سیاست خارجی
عکس
طنز
نظامي
داستان هایی از علما
بانک صوتی , تصویری
مذهبی
اخبار
بیانات مقام معظم رهبری
زندگینامه شهدا
شهدا
تاریخ


آرشيو

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


دوستان

تانفس باقیست انتظارت میکشم
وبلاگ اختصاصی رضاقاسمی
کیاپی نیوز
فدایی سید علی
عطر گل یاس
حزب الله می رزمد
محبوب دلها
دخترای بسیجی
هنر جنگ
کهف الشهدا
تشنگان ظهور
سکوت دل
برترین زن
شهر تیله ای
وبلاگ عاشقان حسيني
سیستان من
افق توسل
اندیشه های غدیر
حزب الله ايرانيان
خدايي كرببلات بهشته
..:: یا رب 121 ::..
به نام الله پاسدار خون شهيدان
سوخته دل
حبل المتین
شهید
عاشقان شهادت
عشاق المهدی عج
حمید علیمی
احکام دختر و پسر
اشعار مذهبی
شهدای کربلا
رهروان حسینی پیروان خمینی
مأمول
جنبش دعوت از احمدی نژاد
طرفداران احمدی نژاد در اردبیل
رجایی دگری ببایدمارا
اصولگراها
سوالاتی که مرا شیعه کرد
احمدی نژاد تبریک دوباره
دولت برتر ، دولت خدمتگزار ...
حاميان دكتر احمدي نژاد در گرگان
حامیان دکتر احمدی نژاد در شهرضا
حامیان دکتر احمدی نژاد در دانشگاه شیراز
حامیان دکتر احمدی نژاد در همدان
دوستي
حماسه 22 خرداد
یک دانشجوی 22 خردادی
یا مهدی (عج)
دانلود جدیدترین مداحی ها از مداحان معروف
شهیدرسول فاتح
سرباز بی ادعای مقام معظم رهبری
گلچین اخبار و مطالب سیاسی ایران
از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن
عمو محمودو عشقه
:: تا آخر هستیم ::
تکنولوژی جهان و ایران
نسل واصل
..:: یالثارات الحسین ::..

نويسندگان


لوگوی دوستان

Ya-Lesarat
Powered By
BLOGFA

Ya-Lesarat یالثارات الحسین