در حاشیه مراسم سیزده آبان امسال در میان جمعی که با شعارهای انحرافی در مقابل تجمع ضداستکباری مردم و دانشجویان، در میدان هفتم تیر تهران تجمع کرده بودند، برخی دستاندرکاران انجمن صنفی منحله روزنامهنگاران نیز حضورداشته و افراد را به سردادن شعارهای تندتر و ایجاد درگیری ترغیب کردهاند.
حضور این افراد در تجمع غیرقانونی جریان فتنه و تشویق به خشونت در حالی است که پرونده عملکرد آنان در انجمن صنفی منحله روزنامهنگاران علیرغم گذشت چندین سال همچنان برای روزنامهنگاران مورد ابهام است.
تشویق شرکت کنندگان به درگیری در شرایطی از سوی سران انجمن صنفی انجام میشود که این افراد ادعاهای فراوانی مبنی بر حل مسائل از طریق قانون و رسیدگی به مشکلات رسیدگی مطرح میکردند و هر اعتراضی از سوی اعضای انجمن در زمان فعالیت آن را با انگ جناحی بودن معترضین مردود می دانستند.
همچنین هنوز بسیاری از روزنامه نگاران درخصوص سفرهای خارجی متعدد این افراد با هزینه انجمن و عدم ارائه هرگونه توضیح درباره این سفرها، نتایج و دیدارهای محرمانه انجام شده در طی آنها ابهامات جدی دارند.
در عین حال، اکنون اغلب اخبار و تحلیل هایی که در رسانه های بیگانه پیرامون رویدادهای ایران منتشر می شود توسط همین افراد و بعضاً با نام خود آنها منتشر میشود. درج یادداشتهای پیاپی و طرح موضوعات خاص، شایعه سازی، ایراد تهمت و تخریب شخصیت مسئولین کشور، مصاحبه با انواع سایت ها و خبرگزاری های بیگانه و... بخشی از فعالیت این افراد در طی ماه های اخیر بوده است.
نکته جالب اینکه تمامی این همکاریهای رسانهای با رسانه هایی انجام شده که در پی افزایش آتش تفرقه و دشمنی در جامعه ایران بوده، ذره ای دلسوزی نسبت به سرنوشت مردم ایران ندارند و بلکه از جیب دشمنان این مرز و بوم ارتزاق می کنند.
هفته گذشته بود که خبر از تصویب بودجه چند ده میلیون دلاری توسط دولت امریکا برای مقابله نرم با جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. این بودجه در اختیار پنتاگون قرار گرفت تا با استفاده از آن و از راه های غیرنظامی و بهویژه از طریق تبلیغات رسانه ای، برنامه براندازی نظام جمهوری اسلامی را دنبال کند.
زمانی که ریگان رئیس جمهور آمریکا بود، الکساندر هیگ، از سران برجسته پنتاگون به صراحت گفته بود باید نسل ایرانیان را نابود کرد. اگرچه این آرزوی او دامن خودش را گرفت، اما بی تردید این خواست در پنتاگون همچنان وجود دارد.
با این حال، چگونه می توان باور کرد که شبه روزنامه نگارانی که مدعی حمایت از حقوق روزنامه نگاران ایران هستند و خود را دلسوز سرنوشت ایران می دانند، در گفتار و مدعیات خود صادق هستند؟ آیا همکاری با رسانه هایی که مأموریتی جز نابودی مردم ایران به هر طریق ممکن برای آنها تعریف نشده، از روی دلسوزی است؟ هیچ عقل سالمی نمی پذیرد که به امید بهبود اوضاع جامعه، با دشمن قطعی جامعه همکاری کرد. این شدنی نیست مگر از روی حماقت یا خیانت.
دکتر وحید یامینپور: «حریم صافی شبکهی ارتباطات است؛... حریم شهوات را مبدل به عواطف و خواستها را به تمنا تبدیل می کند... حیا احساسی آمیخته با راز است؛ حیا می پوشاند و می گشاید، از نمایش می پرهیزد...
زنی که چادر به تن دارد و خرامان راه می رود، ضمن اینکه خود را می پوشاند، به حرکاتش دوچندان جذبه می دهد... اکنون مرزها و جداییها در روابط انسانها به صورت قرارهای تعبدی جلوه کردند و اگر میان افراد صمیمیتی بود، مبدل به آمیزشی شد که نه مرزی می شناسد و نه حریمی.»
این حرفها، موعظهی یک روحانی یا وصیت نامهی یک شهید نیست؛ قسمتی از کتاب "آسیا در برابر غرب" اثر روشنفکر سکولار معاصر -داریوش شایگان- است که خوش انصافی کرده و بهخاطر تعلق خاطرش به مآثر فرهنگی ایران اسلامی، از آشوب فرهنگی ایران آفت زده، ناله سر داده است.
اين شب ها شاهد پخش سريالي در شبكه دو سيماي جمهوري اسلامي هستيم كه به دلايل متعددي به يكي از پر بيننده ترين سريال هاي تلويزيون بدل شده است. مجموعهي "شمس العماره" كه از هنرنمايي بازيگران سرشناس سينما و تلويزيون بهره مي برد، سريالي است خوش ساخت با جاذبه هاي ويژه كه مورد استقبال خانواده هاي ايراني قرار گرفته است. ثقل قصهي شمس العماره بر موضوع خواستگاري و ازدواج يعني موضوع هميشه جذاب مجموعه هاي ايراني متمركز است. اما اين بار خواستگاري نه يك سنت قديمي و همراه با مآثر قومي و ديني كه دستمايهي سبك زندگي امروزي و فارغ البال جوان هايي است كه هركدام قشري از اقشار طبقات بالاي شهري را نمايندگي مي كنند.
نگاه "شمس العماره" به فرهنگ ايراني يك "نگاه موزه اي" است. اهالي اين خانهي اشرافي كه به نظر مي رسد ميراثداران شاهزادگان قجري هستند، براي نمادهايي چون "آبگوشت ايراني" غش و ضعف مي روند و تمام ايرانيت خود را در عشق و علاقهي وافر به دوغ و نان سنگك سفره هاي اعياني به نمايش مي گذارند. نگاه اين سريال به فرهنگ ايراني نگاهي در سطح نمادهاي كوچه بازاري است و مهمترين عناصر اين فرهنگ نظير حفظ حريم و حياي فردي و خانوادگي مورد تهاجم اباحي گري مدرن قرار مي گيرد و حتي در بخش هايي از مجموعه خصلت غيرت و تعصب يكي از خواستگاران به عنوان نماد تاريخ گذشتهي مرد ايراني به سخره گرفته مي شود.
ايراد اصلي بر نحوه تعامل بازيگر نقش "ليلا" با خواستگاران متعددي است كه هر روز بدون رعايت ادب ايراني پا در خانه ي قديمي "شمس العماره" -نماد يك كل ارگانيك از معاني و عناصر فرهنگي ايراني- مي گذارند و همچنين در رفتارهاي عشوه گرانهي بازيگر نقش "پري" (با بازي غيرمتعارف رؤيا تيموريان) در برابر تنها مرد مجرد خانواده كه اتفاقاً به ظاهر عاقل مردي است با علايق سرشار فرهنگي و ملي!
تعاملات و روابط ميان فردي موجود در اين سريال نه تنها هيچ نشاني از خصلت هاي تاريخي ايرانيان ندارد كه بهطور اغراق آميزي خلاف عرف و منش ايراني- اسلامي است. مسلماً حيا و حريم در شيوهي پوشش و آرايش خلاصه نمي شود (كه در اين حوزه نيز اين سريال جاي بحث فراوان دارد) بلكه مهمترين تجلي اين خصلت دروني در رعايت عفاف در بيان، تعامل با نامحرم و ادب در تعامل با اعضاي خانواده است.
نگاه موزه اي به آيين ها و سنت هاي ملي و ديني آنها را از جاري و ساري بودن در متن زندگي بيرون مي كشد و با يك تلقي ايستا و ويتريني، صرفاً از آنها به عنوان يك سلسله اتفاقات تاريخ گذشته ياد مي كند. در حالي كه نگاه راهبردي در جمهوري اسلامي به سنت ها و آيين هاي ملي و ديني نه به مثابه يك سرگرمي توريستي و موزه اي كه يك حقيقت زنده و عملگرايانه و راهگشاست. از اين زاويه، آيين ها و سنت ها بايد زنده بمانند و از طريق آموزش و تبليغ به نسل آينده منتقل شوند و طبعاً رسانه ها نقش اول را در اين مسير ايفا خواهند كرد.
فرهنگ ايراني با آميخته شدن در معاني و ادب بلند ديني، پيش و بيش از هر چيزي، در سلوك خانوادگي و حفظ حريم و حيا تجلي مي يابد كه: "لَا ايمانَ لِمَن لا حياءَ لَه" (حدیثی از امام صادق علیه السلام، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۶).
معماري ايراني نيز تجلي همين خصلت تاريخي ايرانيان است. حجاب و حيا براي ايرانيان نه يك رفتار ظاهري و جزیي از مناسك تكراري، بلكه حامل بخش عظيمي از بار فرهنگي ملي و ديني ماست. حيات و قوام بسياري از ارزش هاي قومي و ديني در ميزان پايبندي به اين معاني است. برخلاف برخي تلقي هاي سياسي، عفاف و حيا نه يك نماد سياسي يا حتي اسلامي كه رفتار و خصلتي تاريخي براي ايرانيان از دوران پيش از اسلام و تكامل يافته در دوران پس از آن است. امروز كه به اذعان بسياري از جامعه شناسان و انديشمندان حوزهي خانواده، فرهنگ عريان و اباحي گرايانهي غربي- امريكايي اثراتي ملموس و غيرقابل بازگشت بر خانوادهي ايراني داشته است و بهتدريج و با تصويرسازي هاي هنرمندانهي رسانه ها به تخليهي ارزشي خانواده ها مشغول است، خودزني رسانهي ملي غيرقابل توجيه به نظر مي رسد.
همچنين در يك نگاه نمادشناسانه، عشوه گري و لبخند فروشي دختر خانواده، كه بهزودي با ازدواج با جوان آرزوهايش صاحب كل خانه -شمس العماره- مي شود، انتظار تحقيرآميز فرهنگي ملي در آميزش با بيگانه تفسير مي شود. زن در نگاه نمادشناسانه، نماد وطن است كه بر دوش خود انبان مآثر قومي و ملي (شمس العماره) را حمل مي كند و در افق نهايي خود، همراه شدن با مردي را طالب است كه او را به فراتر از مرزهاي ايران -به آن سوي آب- ببرد. تمامي اعضاي خانه از فرنگ رفته ها و فرنگ ديده ها با ديدهي تحسين ياد مي كنند و نوعي از اشتياق رمزآلود به رفتن را در بيننده به همراه مي آورند. مي توان گفت هيچكدام از نمونه هاي ارتباطي در اين سريال، هيچيك از واقعيات فرهنگي ايرانيان را نمايندگي نمي كنند بلكه مجموعهاي است از ايرانياني كه از پنجرهي غرب و با حفظ نوستالژي ملي گرايانه به ايران و فرهنگ آن خيره شده و آن را وارونه روايت مي كنند.
تأكيد مقام معظم رهبري بر حفظ ارزش ها و حريم خانواده در تمديد حكم سيد عزت الله ضرغامي و همچنين بيان معنادارشان در فرصت يكساله براي ايجاد تحول بنيادي در عملكرد سازمان صداوسيما، اين ضرورت را بيش از پيش گوشزد مي كند كه مجموعهي مديران اين سازمان تسامح در برخورد با كجرويهاي آشكار در برنامه هاي نمايشي، بهويژه مجموعه هاي ايراني را كه از قدرت اثرگذاري و اقناع و باورپذيري بيشتری برخوردارند، كنار گذاشته و اولويت هاي تاريخ ساز فرهنگي را در گير و دار معركه هاي سياسي فراموش نكنند.
الف: يكي از پديدههاي اداري- اجرايي كه سالهاي اخير در محيطهاي دولتي كشورمان به شدت رواج يافته است، استفاده مديران دولتي از امكانات و تجهيزات متعدد براي انجام وظايفشان است. به طوري كه در دفتر كار برخي وزرا و مديران ارشد دولتي، تعداد زيادي تجهيزات لوكس و گران قيمت به همراه تعداد نسبتا زيادي نيروي انساني وجود دارد كه هر يك براي انجام بخشي از وظايفهاي مدير تهيه يا استخدام شدهاند.
مثلا در دفتر برخي مديران ارشد، فقط يك نفر مخصوص تايپ نامههاي آقاي مدير استخدام شده، يك نفر فقط براي رانندگي، يك نفر فقط براي تشريفات، يك نفر فقط براي پاسخگويي به تلفنها ، يك نفر فقط براي ارسال نامهها و... جالب اينكه در برخي ادارات، هر يك از اين امور جزيي گاهي تبديل به يك اداره يا اداره كل بزرگ شده است!
در اينكه كار ادارات دولتي بايد به هر حال پيش برود ترديدي نيست اما به نظر ميرسد برخي مديران دولتي از فقدان نظارت جدي بر بودجه و عملكردشان به تدريج سوء استفاده كردهاند و اين فرهنگ ولخرجي در سيستم دولتي ما رايج شده است. شاهد مثال آنكه، در اغلب ادارات دولتي، حدود 15 سال پيش همين مقدار كار موجود با تعداد بسيار كمتري نيروي انساني و تجهيزات كمتري انجام ميشد اما امروز همان كار با نيروي انساني بيشتر و تجهيزات گرانتري انجام ميشود. به همين دليل است كه بهرهوري در بخش دولتي ما تا اينقدر پايين آمده و پايين احساس ميشود چرا كه منظور از رشد بهرهوري، انجام كار با استفاده از نيروي انساني و تجهيزات كمتر است و به همين ترتيب با افزايش نيروي انساني و ماشينآلات و ثبات خروجي و عمليات، بهرهوري عملا كاهش يافته است...
الغرض ...!
روز گذشته عكس آقاي دكتر سعيد جليلي، دبير محترم شوراي امنيت ملي و نماينده كشورمان در مذاكرات هستهاي در رسانهها منتشر شد، در حالي كه در مسير حركت بطرف هواپيما خودش چمدان شخصي و احتمالا كاري خود را حمل ميكرد.
اين صحنه براي كساني جالب است كه برخي هياتهاي سياسي- اقتصادي كشورمان را در مسافرتهاي داخلي و خارجي ديدهاند كه چندين خدم و حشم فقط براي انجام كارهاي جزيي آقاي مدير به همراه ميبرند. رفتاري شاهانه و البته از جيب بيت المال كه در سالهاي گذشته و بخصوص ايام سازندگي شروع شد و بر اثر سكوت رسانه ها و تعلل عمومي در نهي از منكر، امروز قبح آن هم ريخته است ...
اميد است اين رفتار آقاي دكتر جليلي كه اتفاقا از ناحيه پا هم جانباز هستند، براي برخي مديران پرطمطراق و خراج دولتي الگو باشد و به تدريج فرهنگ ولخرجي در سيستم مديريتي و اداري كشورمان اصلاح شود.
با دستور صريح رئيسجمهور
تکمیلی- امور رسانههای ریاست جمهوری: کار رحیمی نبود
دستور رئيسجمهور براي دريافت مابهالتفاوت شام اعياني کارگروه تخصصی استانی در سفر اخیر هیات دولت به مشهد سبب شد تا اولين تجربه اداره این جلسات براي محمدرضا رحيمي معاون اول رئيسجمهور به دلیل سفارش شام غیر متعارف و اشرافی، دردسر ساز شود.
پس از اتمام جلسه کارگروه های تخصصی استان خراسان رضوی که در محل استانداری در مشهد مقدس و تا پاسی از شب ادامه داشت، رحیمی به عنوان رئیس این جلسه در مورد غذایی که برای شام اعضای کارگروه تهیه شده بود، سوال کرد که مسئولین استانداری با توجه به تجربه سفرهای پیشین هیات دولت از غذای معمول استانداری که در آن شب که "عدس پلو" بود، یاد کردند.
رحیمی نیز با اطلاع از نوع غذای استانداری از مسئولین خواست تا برای 150 عضو حاضر در جلسه، از یکی از بهترین رستوران های مشهد غذای مناسبی تهیه شود که بر اساس این دستور، 150 پرس چلوگوشت سرخ کرده به همراه زیتون پرورده و مخلفات از یکی از رستوران های معروف مشهد برای اعضاي حاضر در جلسه تهیه شده است.
این در حالی است که شنیده ها حکایت از دردسر ساز شدن این ولخرجی برای رحیمی
باسمه تعالی
دفتر؛
مابه التفاوت جمع ارقام ردیف های 3 و 4 و 5 با یک چلو کباب کوبیده ساده (به مبلغ هر چلوکباب حدود سه هزار تومان) به مبلغ کل یک میلیون و دویست و پانزده هزار تومان از سفارش دهنده جلسه کارگروه اخذ شود و به حساب نهاد واریز شود و از این فاکتور کسر گردد.
تکمیلی: امور رسانههای ریاست جمهوری: کار رحیمی نبود
دفتر امور رسانههای نهاد ریاست جمهوری در اطلاعیهای که شامگاه سهشنبه و حدود 5 ساعت پس از انتشار خبر فوق در رجانیوز منتشر کرد، نوشت: عامل خطای مزبور را یکی از افراد حاضر در محل کارگروه و نه معاون اول رئیسجمهور خواند.
در این اطلاعیه که در آن هیچ اشارهای به نام یا عنوان فرد خاطی نشده، انتساب دستور تهیه شام اعیانی به محمدرضا رحیمی معاون اول رئیسجمهور نشانی غلط، نسبت دروغ، نقض غرض، تضعیف دولت، گمانهزنی باطل، انتشار دروغ سازمان يافته، تحريف و تفسير نادرست، آسیب وارد کردن به خدمتگزاران دولت و لاف همگرایی و حمایت از دولت زدن خوانده شده است.
ما قضاوت را برعهده خوانندگان میگذاریم و به دوستان امور رسانههای ریاست جمهوری توصیه میکنیم برای توجیه یک خطا، به خطاهای بزرگتر بعدی از جمله هزينه کردن از اعتبار رياست جمهوري براي سرپوش گذاشتن بر خطاي برخی افراد و اتهامزنی به دیگران روی نیآورند.
ای کاش منتشرکنندگان اين اطلاعيه آنچنانکه براي آقاي رحيمي بهطور ضربالاجلي وارد ميدان شده و جوابيه و توضيح منتشر کرده اند، قدري به انواع و اقسام تهمتها و مطالب نادرستي که روزانه و بهطور رو به تزايدي در رسانههاي کشور عليه شخص رئيسجمهور منتشر ميشود نيز توجه می داشتند و با همين سرعت، براي اين رسانهها نيز جوابيه و توضيحاتي را ارسال می کردند تا بلکه با احياي اين وظيفه فراموش شده، اندکی روند تخریب منتخب ملت تغيير کند.
شایسته بود همکاران رسانهای در این بخش نیز پیش از انتشار این خبر از طریق رجانیوز، راسا اقدام به انتشار خبر مذکور به همراه جزییات آن میکردند و نمونه ای تاثیرگذار از سادهزیستی و برخورد افتخارآمیز رئیسجمهور مردمی با رویکردهای اشرافیگرایانه برخی اطرافیان از جمله آقای رحیمی را به افکار عمومی عرضه میکردند.
متن اطلاعیه دفتر امور رسانههای ریاست جمهوری:
پيرو درج خبري با عنوان «شام اعياني استانداري مشهد» نكات ذيل جهت درج و انتشار عمومي اعلام ميگردد.
1- آنچه در خصوص دستور شام اعياني به غلط به معاون اول محترم رييسجمهور نسبت داده شده است مربوط به خطاي يكي از افراد حاضر در محل كارگروه بود و عامل اين سفارش مطابق دستور رييسجمهور مورد مواخذه و برخورد قرار گرفت.
2- دستخط رييسجمهور محترم در هامش اين سند قرينه ديگري بر صفات ستوده خادم خستگيناپذير ملت است كه شعار عدالت و دفاع از بيتالمال و سادهزيستي را در عمل نيز به اثبات رسانده است.
3- اگر هدف از انتشار اين نامه تحسين طبع رييسجمهور است به لحاظ آن كه با نشاني غلط نسبتي دروغ به نزديكان رييسجمهور وارد شده است نقض غرض و تضعيف دولت است.
آيا اين جفا به رييسجمهور محترم نيست كه از يك سو لاف همگرايي و حمايت از دولت زده شود و از ديگر سو با گمانه زني باطل، انتشار دروغ سازمان يافته و تحريف و تفسير نادرست زمينه تضعيف دولت فراهم شود و به باور عمومي نسبت به خدمتگزاران دولت آسيب وارد كند.





